احکام >
نجاسات و مطهّرات:
مطهرات
مسأله ۱۵۲- دوازده چیز شی نجس شده را پاک می کنند و آن ها را مطهرات گویند : آب؛ زمین؛ آغتاب؛ استحاله؛ انقلاب؛ کم شدن دو سوم آب انگور؛ انتقال؛ اسلام؛ تبعیت؛ برطرف شدن عین نجاست؛ استبراء حیوان نجاست خوار؛ غایب شدن مسلمان. احکام این ها به تفصیل در مسایل آینده بیان می شود.
۱. آب
مسأله ۱۵۳- آب با چهار شرط، چيز نجس را پاک میكند: يكم. مطلق باشد؛ يعنی بدون پسوند يا پيشوند به آن آب گفته شود، پس مايعی كه آب نيست ـ مانند گلاب و عرقِ بيد ـ چيز نجسشده را پاک نمیكند. دوم. پاک باشد. سوم. وقتی چيز نجسشده را میشويند، آب از مطلق بودن خارج نشود و بو، رنگ يا مزهٔ نجاست هم نگيرد. چهارم. پس از آب كشيدن چيزِ نجسشده، عين نجاست در آن نباشد. پاک شدن چيز نجسشده با آب قليل (آب كمتر از كُر) شرطهای ديگری هم دارد كه خواهد آمد.
مسأله ۱۵۴- ظرف نجس را با آب قليل بايد سه بار شست، بلكه در كُر و جاری هم احتياط سه دفعه است، هرچند ارجح در كُر و جاری، شستن يک بار است؛ ولی ظرفی را كه سگ ليسيده، يا از آن ظرف، آب يا چيز روان ديگر خورده، بايد نخست با خاک پاک، خاكمال كرد و سپس يک بار در كُر يا جاری و دو بار با آب قليل شست؛ همچنين ظرفی را كه آب دهان سگ در آن ريخته، بنا بر احتياط واجب بايد پيش از شستن خاكمال كرد.
مسأله ۱۵۵- دهانه ظرفی كه سگ دهن زده، تنگ باشد و نتوان آن را خاكمال كرد، چنانچه ممكن است، بايد با وسيلهای مانند چوبی كه با پارچهای پيچيده شده يا با تكان شديد، ظرف را به آن خاک ماليد؛ وگرنه پاک شدن ظرف اشكال دارد.
مسأله ۱۵۶- ظرفی را كه خوک از آن، چيز مايع و روانی بخورد، با آب قليل بايد هفت بار شست و در كُر و جاری يک بار كافی است، هرچند شستن هفت بار احتياط مستحب است و خاكمال كردن آن، لازم نيست، اگرچه به احتياط مستحب خاكمال شود. ليسيدن خوک نيز بنا بر احتياط واجب حکم آب خوردن آن را دارد.
مسأله ۱۵۷- ظرفی كه با شراب نجس شده، اگر سه بار با آب قليل شسته شود، پاک است و بهتر است كه هفت دفعه شسته شود.
مسأله ۱۵۸-كوزهای كه از گِل نجس ساخته شده يا آب نجس در آن فرو رفته، اگر در آب كر يا جاری بگذارند، به هرجای آن، كه آب برسد، پاک میشود و چنانچه بخواهند باطن آن هم پاک شود، بايد به قدری در آب كر يا جاری بماند كه آب به تمام آن فرو رود و نفوذ رطوبت كافی نيست.
مسأله ۱۵۹- آب كشيدن ظرف نجس با آب قليل، به دو گونه انجام میگيرد: 1. سه بار ظرف را از آب پر كنند و بيرون بريزند. 2. سه بار به قدری آب در آن بريزند و به گونهای بگردانند كه به جاهای نجس آن برسد و بيرون بريزند.
مسأله ۱۶۰- ظرف بزرگی ـ مثل پاتيل و خمره ـ كه نجس شده، چنانچه يک بار با شیلنگ جاری يا كُر آن را از آب پُر و سپس خالی كنند، پاک میشود؛ همچنين است اگر يک بار از بالا، در آن آب بريزند، بهگونهایكه تمام اطراف آن را آب جاری يا كُر فرا گيرد و در هر دفعه، آبی كه ته آن جمع میشود، بيرون آورند و به احتياط مستحب، ظرفی كه با آن آبها را بيرون میآورند، آب بكشند.
مسأله ۱۶۱- اجسام فلزی نجسشده (مانند مِس) را اگر پس از ذوب كردن و انجماد آب بكشند، ظاهرش پاک میشود.
مسأله ۱۶۲- تنوری كه به ادرار نجس شده است، اگر دو بار در آن، از بالا آب بريزند، بهگونهایكه آب تمام اطراف آن را بگيرد، پاک میشود. در نجس شدن به غير ادرار، اگر پس از برطرف شدن نجاست، يک بار به دستوری كه گفته شد، آب در آن بريزند، كافی است و بهتر است در صورتی كه از زيرخروجی نداشته باشد، گودالی ته آن بِكَنند، تا آبها در آن جمع شود و بيرون آورند و سپس آن گودال را با خاک پاک پر كنند.
مسأله ۱۶۳- اگر چيز نجس را پس از برطرف كردن عين نجاست، يک بار در آب كر يا جاری فرو برند كه آب به تمام قسمتهای درون و بيرون نجسشدهٔ آن برسد، پاک میشود و در فرش، لباس و مانند اينها، به احتياط مستحب به گونهای آن را فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود.
مسأله ۱۶۴- اگر بخواهند چيزی را كه به ادرار نجس شده با آب قليل بشويند، چنانچه يک بار آب روی آن بريزند و از آن جدا شود، درصورتیكه ادرار در آن چيز نمانده باشد، يک بار ديگر كه آب روی آن بريزند، پاک میشود. در لباس و فرش و مانند اينها بايد پس از هر دفعه، فشار دهند، تا غُساله آن بيرون آيد و غُساله آبی است كه معمولاً در وقت شستن و پس از آن، از چيزی كه شسته میشود، خود به خود يا به وسيله فشار، بيرون میريزد.
مسأله ۱۶۵- اگر چيزی به ادرار بچه شيرخواری كه غذاخور نشده و شير خوک يا زن نامسلمان نخورده، نجس شود، چنانچه يک بار آب روی آن بريزند كه به تمام جاهای نجس آن برسد، پاک میشود؛ ولی به احتياط مستحب يک بار ديگر هم آب روی آن بريزند و در لباس و فرش و مانند اينها فشار لازم نيست.
مسأله ۱۶۶- چيزی كه به غير ادرار نجس شده، چنانچه پس از برطرف كردن نجاست، يک بار آب قليل روی آن بريزند و از آن جدا شود، پاک میگردد؛ نيز چنانچه بار نخست كه آب روی آن میريزند، نجاست آن برطرف شود و پس از برطرف شدن نجاست هم آب روی آن بيايد، پاک میشود؛ ولی در هر صورت، لباس و مانند آن را بايد فشار دهند، تا غساله آن بيرون آيد.
مسأله ۱۶۷- حصير نجس را كه با نخ بافته شده، اگر در آب كر يا جاری فرو برند، پس از برطرف شدن عين نجاست، پاک میشود.
مسأله ۱۶۸- اگر ظاهر گندم، برنج، صابون و مانند اينها نجس شود، به فرو بردن در كر و جاری، پاک میگردد و چنانچه باطن آنها نجس شود، بدون رسيدن آب به باطن پاک نمیگردد.
مسأله ۱۶۹- اگر انسان شک كند كه آب نجس به باطن صابون و چيزی مانند آن رسيده يا نه، باطن آن پاک است.
مسأله ۱۷۰- ظاهر برنج و گوشت يا چيزی مانند اينها كه نجس شده، چنانچه آن را در ظرفی بگذارند و سه بار آب روی آن بريزند و خالی كنند، پاک میشود و ظرف آن هم پاک میگردد؛ ولی اگر بخواهند لباس يا چيزی را كه فشار لازم دارد، در ظرفی بگذارند و بشويند، بايد در هر بار كه آب روی آن میريزند، آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند، تا غسالهای كه در آن جمع شده، بيرون بريزد.
مسأله ۱۷۱- لباس نجسی را ـ كه به نيل و مانند آن رنگ شده ـ اگر در آب كُر يا جاری فرو برند يا آب قليل روی آن بريزند و آب پيش از آنكه با رنگ پارچه مضاف شود، به تمام آن برسد، آن لباس پاک میشود، اگرچه هنگام فشار دادن، آب مضاف يا رنگين از آن بيرون آيد.
مسأله ۱۷۲- اگر لباسی را در كر يا جاری آب بكشند و سپس لجن آب و مانند آن در آن ببينند، چنانچه احتمال ندهند كه از رسيدن آب جلوگيری كرده، آن لباس پاک است.
مسأله ۱۷۳- اگر پس از آب كشيدن لباس، فرش و مانند آن، خُرده گِل يا ذرّات مواد شوينده در آن ديده شود، در صورتی كه بداند با آبْ شسته شده، پاک است؛ ولی اگر آبِ نجس به باطن آنها نفوذ كرده باشد، ظاهر آنها پاک و باطن پيش از رسيدن آب پاک به آن نجس است.
مسأله ۱۷۴- هر چيز نجس تا عين نجاست از آن برطرف نشود، پاک نمیشود؛ ولی اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد، اشكال ندارد، پس چنانچه خون از لباس برطرف شود و لباس را آب بكشند و رنگ خون در آن بماند، پاک است؛ اما اگر به واسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذرّههای نجاست در آن چيز مانده، نجس است.
مسأله ۱۷۵- اگر نجاست بدن را در آب كر يا جاری برطرف كنند، بدن پاک میشود و بيرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نيست.
مسأله ۱۷۶- غذای نجسی كه لای دندان مانده، اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذای نجس برسد، پاک میشود.
مسأله ۱۷۷- اگر موی سر و صورت بسيار باشد و آن را با آب قليل بشويند، بايد فشار دهند تا غساله آن جدا شود.
مسأله ۱۷۸- اگر قسمتی از بدن يا لباس را با آب قليل آب بكشند، اطراف آن قسمت كه متّصل به آن است و معمولاً موقع آب كشيدن نجس میشود، چنانچه آبی كه برای پاک شدن محل نجس میريزند، به آن اطراف جاری شود، با پاک شدنِ جای نجس، پاک میشود؛ همچنين است اگر چيز پاكی را كنار چيز نجس بگذارند و روی هر دو آب بريزند؛ مثلاً برای آب كشيدن يک انگشت نجس، روی چند انگشت آب بريزند و آب نجس به همهٔ آنها برسد، پس از پاک شدن انگشت نجس، تمام انگشتها پاک میشود.
مسأله ۱۷۹- گوشت و دنبهای كه نجس شده، مانند چيزهای ديگر آب كشيده میشود؛ همچنين است اگر بدن يا لباس يا ظرف، چربی كمی داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيری نكند؛ اما ظرف يا بدن نجس، اگر به گونهای چرب شود كه مانع رسيدن آب به آنها شود، چنانچه بخواهند آن را آب بكشند، بايد چربی را برطرف كنند تا آب به آن برسد.
مسأله ۱۸۰- چيز نجسی كه عين نجاست در آن نيست، اگر زير شيری كه متصل به كر يا جاری است، يک بار شسته شود، پاک میشود؛ همچنين اگر عين نجاست در آن باشد و نجاست آن زير شير يا به وسيله ديگری برطرف شود و آبی كه از آن چيز میريزد، بو، رنگ يا مزهٔ نجاست را نگرفته باشد، با آب شير پاک میگردد؛ اما اگر آبی كه از آن میريزد، بو، رنگ يا مزهٔ نجاست گرفته باشد، بايد به قدری آب شير روی آن بريزند، تا در آبی كه از آن جدا میشود، بو، رنگ يا مزهٔ نجاست نباشد.
مسأله ۱۸۱-اگر چيز نجسی را آب بكشد و يقين كند پاک شده و سپس شک كند كه عين نجاست را از آن برطرف كرده يا نه، چنانچه هنگام آب كشيدن متوجّه برطرف كردن عين نجاست بوده، آن چيز پاک است و اگر متوجّه برطرف كردن عين نجاست نبوده، بايد دوباره آن را آب بكشد.
مسأله ۱۸۲- زمينی كه آب روی آن جاری نمیشود، اگر نجس شود، با آب قليل پاک نمیگردد؛ ولی زمينی كه روی آن شن يا ريگ باشد، چون آبی كه روی آن میريزند از آن جدا شده و لای شن و ريگ فرو میرود، با آب قليل پاک میشود؛ اما زير ريگها نجس میماند.
مسأله ۱۸۳- زمين سنگفرش و آجرفرش و زمين سختی كه آب در آن فرو نمیرود، اگر نجس شود، با آب قليل پاک میگردد؛ ولی بايد به قدری آب روی آن بريزند كه جاری شود و چنانچه آبی كه روی آن ريختهاند از سوراخی بيرون رود، همهٔ زمين پاک میشود و اگر بيرون نرود، جايی كه آبها جمع میشود، نجس میماند و برای پاک شدن آنجا بايد گودالی بكنند كه آب در آن جمع شود و سپس آب را بيرون آورند و گودال را با خاک پاک پر كنند.
مسأله ۱۸۴-اگر ظاهر نمک سنگ و مانند آن نجس شود، با آب كمتر از كر هم پاک میشود.
مسأله ۱۸۵- اگر از شكر آبشدهٔ نجس قند بسازند و در آب كر يا جاری بگذارند، پاک نمیشود مگر آب فراوان با وصف اطلاق به تمام درون آن برسد.
۲. زمين
مسأله ۱۸۶- زمين با سه شرط، كف پا و ته كفش نجس را پاک میكند: 1. زمين پاک باشد. 2. زمين خشک باشد. 3. اگر عين نجس ـ مثل خون و ادرار ـ يا متنجّس ـ مثل گِلی كه نجس شده ـ در كف پا يا ته كفش باشد، با راه رفتن يا ماليدن پا به زمين برطرف شود؛ نيز زمين بايد خاک، سنگ، آجرفرش يا مانند اينها باشد و با راه رفتن روی فرش و حصير و سبزه، كف پا، يا ته كفشِ نجس پاک نمیشود. در پاکكننده بودن زمين، فرقی نيست که كف پا، يا ته كفش بر اثر راه رفتن در زمين نجس، نجس شود؛ يا از راه ديگر نجس گردد.
مسأله ۱۸۷- پاک شدن كف پا يا ته كفش نجس، با راه رفتن روی زمينی كه با چوب و مانند آن فرش شده، محل اشكال است، بلكه پاک نشدن اقواست؛ ولی راه رفتن روی زمينی كه با آسفالت و مانند آن فرش شده باشد ـ كه نزد عرف زمين شمرده میشوند ـ پاکكننده است.
مسأله ۱۸۸- برای پاک شدن كف پا يا ته كفش، بهتر است پانزده گام يا بيشتر راه بروند، اگرچه به كمتر از پانزده گام يا ماليدن پا به زمين، نجاست آن برطرف شود.
مسأله ۱۸۹- لازم نيست كف پا يا ته كفش نجسْ تَر باشد، بلكه اگر خشک هم باشد، به راه رفتن پاک میشود.
مسأله ۱۹۰- پس از آنكه كف پا يا ته كفش نجس، به راه رفتن پاک شد، مقداری از اطراف آن هم كه معمولاً به گِل آلوده میشود، اگر زمين يا خاک به آن اطراف برسد، پاک میگردد.
مسأله ۱۹۱- كسی كه با دست و زانو راه میرود، اگر كف دست يا زانوی او نجس شود، پاک شدن دست و زانوی او با راه رفتن، محل اشكال است؛ همچنين است ته عصا و ته پای مصنوعی و نعل چارپايان و چرخ وسايل نقليه مانند اتومبيل و مانند آن.
مسأله ۱۹۲- اگر پس از راه رفتن، ذرّههای كوچكی از نجاست كه ديده نمیشوند، در كف پا يا ته كفش بمانند، بايد آن ذرّهها را هم برطرف كرد؛ ولی باقی بودن بو و رنگ اشكال ندارد.
مسأله ۱۹۳- توی كفش و مقداری از كف پا كه به زمين نمیرسد، با راه رفتن پاک نمیشود و پاک شدن كف جوراب با راه رفتن، محل اشكال است؛ ولی اگر كف جوراب از پوست باشد، با راه رفتن پاک میشود.
۳. آفتاب
مسأله 194- آفتاب، زمين و ساختمان و ابزار بهكاررفته در ساختمان را، مانند درب و پنجره، همچنین ميخ كوبيده شدهٔ در ديوار ساختمان که جزء آن شمرده میشود، با پنج شرط پاک میكند:
۱. چيز نجس به گونهای تر باشد كه اگر چيز ديگری به آن برسد، تر شود، پس اگر خشک باشد، بايد آن را تر كنند، تا با آفتاب خشک شود.
۲. اگر عين نجاست در آن چيز باشد، پيش از تابيدن آفتاب، آن را برطرف كنند.
۳. چيزی مثل پرده يا ابر و مانند آن، از تابيدن بدون واسطه آفتاب جلوگيری نكند، پس اگر آفتاب از پشت آنها بتابد و چيز نجس را خشک كند، آن چيز پاک نمیشود؛ ولی اگر آن چيز به قدری نازک باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيری نكند، اشكال ندارد.
۴. آفتاب به تنهايی چيز نجس را خشک كند، پس اگر مثلاً چيز نجس به سبب باد و آفتاب خشک شود، پاک نمیگردد؛ ولی چنانچه باد به قدری كم باشد كه نگويند در خشک شدن چيز نجس اثر كرده، اشكال ندارد.
۵. بين قسمت بيرونی چيز نجس و قسمت درونی آن، هوا يا جسم پاک ديگری فاصله نباشد.
مسأله ۱۹۵- چيزهايی كه در اصل از زمين بوده، ولی به صورتی درآمده كه اكنون به آن «زمين» نمیگويند ـ مثل كوزه، تسبيح، مهر و مانند آن ـ با آفتاب پاک نمیشود؛ اما آن چيزهايی كه اكنون از زمين شمرده میشود ـ مثل پاره سنگ و مانند آن ـ با آفتاب پاک میشود، هرچند نقل و انتقالپذير باشد.
مسأله ۱۹۶- درخت و گياه با تابش آفتاب پاک میشوند.
مسأله ۱۹۷- اگر آفتاب به زمين نجس بتابد و سپس كسی شک كند كه زمين، هنگام تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا تری آن با آفتاب خشک شده يا نه، آن زمين نجس است؛ همچنين اگر شک كند كه پيش از تابش آفتاب عين نجاست از آن برطرف شده يا نه، يا شک كند كه چيزی مانع تابش آفتاب بوده يا نه، آن زمين نجس است.
مسأله ۱۹۸- اگر آفتاب به يکطرف ديوار نجس بتابد، طرفی كه آفتاب به آن نتابيده پاک نمیشود؛ ولی چنانچه ديوار به قدری نازک باشد كه به واسطهٔ تابش به يک طرف، طرف ديگرش هم خشک شود، پاک میگردد.
۴. استحاله
مسأله ۱۹۹- اگر جنس چيز نجس و متنجّس به گونهای عوض شود كه به صورت چيز پاکی درآيد، پاک میشود و میگويند «استحاله» شده است، بنابراين اگر سگی بر اثر برخورد با خون يا ادرار، متنجّس شود و در نمکزار فرو رود و نمک شود، هم نجاست ذاتیاش عوض میشود؛ هم تنجّس عَرَضی آن. شراب یا ادراری نيز كه با قطره خونی متنجّس شده، اگر بخار شود، هم نجاست ذاتیاش برطرف میشود؛ هم تنجّس عَرَضی آن؛ همچنين اگر چوبِ متنجّس بسوزد و خاكستر گردد، يا آب متنجّس تبديل به بخار شود، پاک میشود؛ ولی چنانچه جنس چيز نجس و متنجّس عوض نشود و جسم همان جسم باشد، فقط صورت نوعی آن به حسب ظاهر عوض شود ـ مثل اينكه هيزم متنجسی ذغال گردد، يا گندم متنجسی تبديل به آرد و خمير و نان شود ـ پاک نمیشود.
مسأله ۲۰۰- بخار، دود و شعلهای كه از چيز نجس يا متنجّس برمیخيزد، پاک است؛ ولی اگر بخار به صورت عرق و مايع درآيد، نجس است؛ نيز به احتياط واجب بايد از ذرّات چربی و روغنی كه از دود نجس حاصل میشود و بر سطوح مجاور آن مینشيند، اجتناب شود.
مسأله ۲۰۱-كوزهٔ گِلی، سفال، آجر و مانند آنها كه از گِل نجس ساخته شده، نجس است و بايد از ذغالی كه از چوب نجس درست شده، اجتناب كنند.
مسأله ۲۰۲- چيز نجسی كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است.
۵- انقلاب
مسأله ۲۰۳- در انقلاب فقط نجاست ذاتی برطرف میشود و تنجّس عرضی باقی میماند، بنابراین اگر شراب به خودی خود يا بهسبب آنكه چيزی مانند سركه و نمک در آن ريختهاند، سركه شود، پاک و حلال میگردد؛ ولی شرابی كه از انگور، كشمش و خرمای نجس درست كنند، یا در حال شراب بودن، قطره خونی در آن افتاده باشد، با سركه شدن، تنجّس عرضی آن پاک نمیشود.
مسأله ۲۰۴- سركهای كه از انگور، كشمش و خرمای نجس درست كنند، نجس است.
مسأله ۲۰۵- اگر پوشال ريز انگور يا خرما داخل آنها باشد و سركه بريزند ضرر ندارد؛ نيز پيش از آنكه خرما، كشمش و انگور سركه شود، خيار و بادمجان و مانند اينها در آن بريزند، درصورتیكه پيش از سركه شدن مستكننده نشود، اشكال ندارد.
۶- كم شدن دو سوم آب انگور
مسأله ۲۰۶-آب انگور جوشآمده، پيش از آنكه دو قسمت آن كم شود و يک قسمت آن بماند، گرچه نجس نيست، خوردن آن حرام است و در صورت كم شدن دو قسمت آن، حلال میشود و اگر ثابت شود كه مستكننده است، حرام و نجس است و فقط به سركه شدنْ پاک و حلال میشود.
مسأله ۲۰۷- اگر مثلاً در يک خوشهٔ غوره يک دانه يا دو دانهٔ انگور باشد، چنانچه به آبی كه از آن خوشه گرفته میشود، آب غوره بگويند و اثری از شيرينی در آن نباشد و بجوشد و دانهٔ انگور مستهلک گردد، پاک و خوردن آن حلال است.
مسأله۲۰۸- چيزی كه معلوم نيست غوره است يا انگور، اگر جوش بيايد، نه نجس است؛ نه حرام.
مسأله ۲۰۹- شيرهای كه از مسلمان گرفته میشود و معلوم است كه وی احكام طهارت را رعايت میكند، پاک و حلال است و تفحّص لازم نيست.
۷- انتقال (تبدّل)
مسأله ۲۱۰-اگر خون بدن انسان يا حيوانی كه خون جهنده دارد، به بدن حيوانی كه خون جهنده ندارد، منتقل شود و به خون آن حيوان تبدّل يابد، پاک میگردد؛ ولی خونی كه زالو از انسان میمكد، چون به جزءِ بدن زالو تبدّل نمیيابد و خون انسان شمرده میشود، نجس است.
مسأله ۲۱۱- اگر كسی پشهای را كه بر بدنش نشسته بكشد و نداند خونی كه از كشتهٔ آن بيرون آمده همان است كه از او مكيده يا از خود پشه است، پاک است؛ همچنين است چنانچه بداند از او مكيده؛ ولی به جزء بدن پشه تبدّل يافته؛ اما اگر فاصلهٔ بين مكيدن خون و كشتن پشه به اندازهای كم باشد كه به خون پشه تبدّل نيافته يا معلوم نباشد كه تبدّل يافته يا نه، نجس است.
مسأله ۲۱۲- اگر جِرم نجسی مانند پوست، گوشت و استخوان، جزء بدن انسان يا حيوانِ پاک شده و از اجزای بدن او محسوب شود، پاک خواهد بود؛ يعنی آنچه سبب پاک شدن است، تبدّل است؛ نه صرف انتقال.
۸. اسلام
مسأله ۲۱۳- اگر كافر غيركتابی كه نجس است شهادتين را يعنی «أشْهَدُ أنْ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ» را بگويد، مسلمان میشود و با مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بينی و عرَق او پاک است؛ ولی اگر موقع مسلمان شدنْ عين نجاست بر بدن او باشد، بايد برطرف كند و جای آن را آب بكشد و اگر
از مسلمان شدنْ عين نجاست برطرف شده باشد، لازم است جای آن را آب بكشد، زيرا اسلامْ نجاست كفر غيركتابی را پاک میكند؛ نه نجاستهای ديگر را.
مسأله ۲۱۴- اگر هنگامی كه كافر بوده، لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد و آن لباس به وقت مسلمان شدن در بدن او نباشد، نجس است، بلكه اگر در بدن او هم باشد، بايد به احتياط آن را پاک کند.
مسأله ۲۱۵- اگر كافر غيركتابی شهادتين بگويد و معلوم نباشد كه اسلام او قلبی است يا نه، پاک است؛ ولی اگر معلوم باشد كه در قلب مسلمان نشده، به احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد.
۹- تَبَعيَّت
مسأله ۲۱۶- تبعيّت، آن است كه چيز نجسی به همراه پاک شدن چيز نجس ديگر پاک شود.
مسأله ۲۱۷- اگر شراب سركه شود، ظرف آن هم تا جايی كه شراب، هنگام جوش آمدن به آنجا رسيده، پاک میشود و چيزی هم كه معمولاً روی آن میگذارند، اگر به آن رطوبت نجس شود، پاک میگردد، بلكه اگر هنگام جوشيدنْ سرريز شود و پشت ظرف به آن آلوده شود، بعد از سركه شدن، پشت ظرف هم پاک میشود.
مسأله ۲۱۸- کودک نابالغِ كافرِ غيركتابی، پس از مسلمان شدنِ يكی از پدر يا مادر يا جدّ يا جدّه او، پاک میشود.
مسأله ۲۱۹- تخته يا سنگی كه روی آن ميّت را غسل میدهند و پارچهای كه با آن بخشی از اعضای ميّت را میپوشانند و دست كسی كه او را غسل میدهد، همچنين كيسه و صابونی كه با آن شسته میشود، پس از تمام شدن غسل، پاک میشود.
مسأله ۲۲۰- كسی كه چيزی را با دست خود آب میكشد، اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شود، پس از پاک شدن آن چيز، دست او هم پاک میشود.
مسأله ۲۲۱- اگر لباس و مانند آن را با ريختن آب قليل بر آن بشويند و به اندازهٔ معمول فشار دهند تا آبی كه روی آن ريختهاند جدا شود، آبی كه در آن پارچه میماند، پاک است؛ همچنين ظرف نجس را كه با ريختن آب قليل بر آن میشويند، قطرههايی كه در آن ظرف ـ پس از جدا شدنِ آبی كه برای پاک شدن، روی آن ريختهاند ـ میماند، پاک است.
۱۰. برطرف شدن عين نجاست
مسأله ۲۲۲- اگر بدن حيوان به عين نجس ـ مثل خون ـ يا به متنجّس ـ مانند آب نجسشده ـ آلوده باشد، چنانچه برطرف گردد، بدن آن حيوان پاک میشود؛ همچنين است باطن بدن انسان، مثل توی دهان و بينی. برای نمونه، اگر خونی از لای دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن توی دهان لازم نيست؛ ولی اگر دندان مصنوعی در دهان نجس شود، به احتياط واجب بايد آن را آب بكشند.
مسأله ۲۲۳- اگر غذا لای دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد، چنانچه خون به غذا نرسد، آن غذا پاک است و اگر خون به آن برسد، به احتياط واجب نجس میشود.
مسأله ۲۲۴- مقداری از لب و پلک چشم كه هنگام بستن، روی هم میآيد، نيز جايی كه معلوم نيست از ظاهر بدن است يا باطن آن، اگر نجس شود، لازم است احتياطاً شسته شود.
مسأله ۲۲۵- اگر گرد و خاک نجسشده بر لباس و فرش و مانند اينها قرار گيرد، چنانچه هر دو خشک باشند، نجس نمیشود و با تكان دادن مناسب، گرد و خاک برطرف میشود؛ ولی اگر گرد و خاک يا لباس و مانند اينها تر باشند، يا در صورت ماندن گرد و خاک تر بشود، بايد محلِّ قرار گرفتن گرد و خاک را آب بكشند.
۱۱- استِبراء حيوان نجاستخوار
مسأله ۲۲۶- ادرار و مدفوعِ حيوانی كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده نجس است و اگر بخواهند پاک شود بايد آن را استبراء كنند؛ يعنی مدتی با خوردن غذای پاک و نخوردن نجس، به آن حيوان نجسخوار گفته نشود. بنابر احتياط بايد شتر نجسخوار را چهل روز، گاو را بيست روز، گوسفند را ده روز، مرغابی را پنج روز و مرغ خانگی را سه روز، از خوردن نجس جلوگيری كنند و غذای پاک به آنها بخورانند.
۱۲- غائب شدن مسلمان
مسأله ۲۲۷- اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگری ـ مانند ظرف و فرش ـ که در اختيار اوست، نجس شود و آن مسلمان غائب گردد، با چند شرط میتوان آن را پاک دانست: 1. مسلمان چيزی را كه بدن يا لباسش را نجس كرده نجس بداند؛ برای مثال، اگر کسی لباسش با رطوبت به بدن كافر غير كتابی ملاقات كرده و آن را نجس نداند، پس از غائب شدن او، نمیتوان آن لباس را پاک دانست. 2. بداند بدن يا لباسش به چيز نجس رسيده است. 3. آن چيز را در كاری كه شرط آن را پاک بودن میداند استعمال كند؛ مثلاً با آگاهی و اختيار با آن لباس نماز بگزارد. 4. انسان احتمال دهد آن مسلمانْ چيزی را كه نجس شده آب كشيده است، پس اگر يقين داشته باشد كه آب نكشيده، نبايد آن چيز را پاک بداند. 5. مسلمان، بالغ يا تشخیص دهندهٔ طهارت و نجاست باشد.