سؤال 761ـاينجانب اجناسى مى فروشم كه هم استفاده حلال دارد و هم حرام (مثل تيغ) ومى دانم مشترى از آن استفاده حرام مى كند، آيا فروش من اشكال دارد؟
جواب: بطور كلى فروش چيزى كه منفعت محللّه قابل توجه دارد، اشكال ندارد گرچهخريدار از آن استفاده حرام كند.
سؤال 762 ـازبعضى ميوه ها شراب درست مى كنند، فروش آن نوع ميوه ها به كسى كه براى آن كارمى خرد، چه صورتى دارد؟ و آنچه او درست مى كند، پاك است يا نجس؟ و خوردن آن حلالاست يا حرام؟
جواب: اگر با آنها چيزى درست مى كنند كه مستكننده است نجس مى باشد و خوردن آن هم حرام است. و فروش ميوه ها اگر به اين قصد باشدكه از آنها شراب درست كنند معامله حرام و بنابر احتياط باطل است، اما اگر به اينقصد نفروشند، معامله حرام و باطل نيست; هر چند كه بدانند با آن شراب درستمى كنند.
سؤال 763 ـاگر در معامله، فروشنده توسطفاكس پيشنهاد كامل فروش خود راارسال و خريدار نيز قبولى خود را توسطفاكس براى فروشنده ارسال كند، آيا ايجاب و قبول و نتيجتاً، عقد بيع محقق مى گردد ياحتماً قرارداد مبايعه نامه حضورى لازم است؟
جواب: در بيعمبايعه نامه حضورى لازم نيست، ولى لازم است عرفاً بلافاصله بعد از ايجاب، قبول صورتگيرد. لذا اگر فاصله زياد بين دو فاكس نباشد و عرفاً بلافاصله جواب فاكس داده شودبصورتى كه احتمال انصراف نباشد، صحيح است.
سؤال 764 ـچنانچه انجام معامله توسط ارسال فاكس نافذ باشد، چنانچه طرفين پس از اجراىعقد بيع توسط فاكس از (راه دور) پس از مدتى يكديگر را ملاقات كنند و حضوراً نيزمبايعه نامه كتبى تنظيم كنند كه كاملاً مطابق با مفاد فاكسهاى قبل باشد، آيا عقدانجام شده از زمان صدور فاكسهاى ايجاب و قبول واقع و محقق شده است يا از زمان صدورمبايعه نامه كه فرضاً در سه ماه بعد نوشته شده است؟
جواب: اگر با فاكس بيع صورت گرفت، همان وقت بيع محقق شده است و مبايعه نامه حضورى اثرىندارد.
سؤال 765 ـآيا قبض و اقباض در قطعيت ونفوذ بيع مؤثر بوده و ضرورى است؟
ـ و آيا در اين امر بين معاملات كوچكعرفى و بزرگ فرقى است؟
ـ و در صورت مثبت بودن پاسخ آيا قبض و اقباض تمامىثمن و مثمن شرط است يا چنانچه قسمتى از ثمن تأديه شود، معامله بيع محقق مى گردد، وقبض و اقباض كل ثمن و مثمن از آثار و الزامات ناشى از عقد بيعمى باشد؟
ج 1 ـ خير، بيع بدون قبض و اقباض نيز قطعيت داردو نافذ است مگر در بيع طلا و نقره.
2 ـ خير، فرقى بين دومورد نيست.
3 ـ همانطور كه عرض شد بيع بدون قبض هم لازم است. ولى اگر بعضى ازثمن يا مثمن قبض نشد و تلف شد، نسبت به آن مقدار معامله باطل مى شود و مشترى يابايع حق فسخ پيدا مى كند.
سؤال 766 ـدو نفر قراربود با هم معامله كنند كه ناگهان فرد سومى وارد معامله شد و زمين مذكور را خريد وسند هم به نام خود گرفته است، آيا فرد سوّم معصيت كرده است؟ به طور كلى حكم مسألهرا بيان كنيد.
جواب: وارد شدن در معامله ديگرى مكروه است ولىاگر كسى چنين كارى انجام دهد معامله وى صحيح است و حكم غصب را ندارد. لذا معاملهروى زمين مذكور از اين جهت شرعاً بلامانع است.
سؤال 767 ـشخصى ضمن تنظيم قولنامه اى يك دستگاه از آپارتمان خود را با فردى موردمعامله قرار مى دهد، پس از اخذ قسمتى از ثمن معامله متوجه مى شود كه خريدار جزءفرقه ضاله بهائيت است.
اولاً: معامله فى مابين شرعاً باطل است ياخير؟
ثانياً: فروشنده شرعاً ملزم به انتقال ملك خود به خريدار خواهد بود ياخير.
ج 1 ـ خير، معامله باطل نيست ولى بعداً از معامله اىكه موجب تأييد و تقويت آنان بشود اجتناب كنيد.
2 ـ با صحت معامله ملك به خريدارمنتقل مى شود و انتقال سند نيز طبق قرار و مقررات بايد انجامشود.
سؤال 768 ـفروشنده اى يك باب منزل مسكونى راكه براساس سند مالكيت، مالك آن مى باشد به سه نفر از خريداران به نحو مشاع با نوشتنيك مبايعه نامه اى كه داراى مشخصات فروشنده و خريدار و مورد معامله و ثمن آن مى باشد، معامله مى كند و ذيل آن راهمگى امضاء مى كنند و ايجاب و قبول تحقق مى يابد.
در مبايعه نامه مذكورشرط مى شود كه فروشنده بايد دو ماه بعد از تاريخ انعقاد معامله در محضر حاضر شوند وسند رسمى معامله را به نام خريداران كند و مابقى ثمن را از خريداران دريافت كند،خريداران بعد از دو ماه از انعقاد معامله در روز موعود در دفترخانه حاضر مى شوند والباقى ثمن را آماده مى كنند، اما فروشنده حضور پيدا نمى كند و عدم حضور او راسردفتر گواهى مى كند.
با تحقيقى كه خريداران انجام مى دهند معلوم مى گرددكه يك ماه بعد از انعقاد معامله فروشنده به اتهام چند فقره چك پرداخت نشدنى زندانىاست و طلبكاران او در قبال مبلغ چكها منزلى را كه فروشنده با مبايعه نامه عادىفروخته است در اداره ثبت توقيف و بازداشت مى كنند، تا بدين وسيله طلب خود را وصولكنند.
نظر به اينكه تاريخ انجام معامله توسط سه نفر از شهود گواهى شدهاست و اداره ثبت هم تاريخ توقيف و بازداشت ملك را بعد از تاريخ مبايعه نامه اعلامكرده است و با عنايت به مسأله مطروحه نظر مبارك را در خصوص موارد ذيل مرقومفرماييد.
1 ـ معامله فروشنده و خريداران از كدام يك از عقود مى باشد وآيا وفاى به آن لازم است؟
2 ـ آيا خريداران مالك مورد معاملهمى باشند؟
3 ـ آيا طلبكاران فروشنده حقى نسبت به ملكى كه فروشنده قبلاًبا سند عادى فروخته است دارند؟ ج 1 ـ اين معامله اگر قبلاز حكم به حجر فروشنده صورت گرفته صحيحاست و وفاى به آن لازماست.
2 ـ بلى در فرض مذكور خريداران مالك مورد معامله مى باشند.
3 ـ با فرضصحت اين معامله طلبكاران و فروشنده نسبت به اين زمين حقى ندارند و مى توانند بنابررأى دادگاه پول آن را به عنوان طلب خود از خريداران بگيرند.
سؤال 769 ـاگر شخصى مالى را به عنوان مال خودش به ديگرى با سند عادىبفروشد و بعداً به جهت تعهدى كه با شخص ثالث داشته، همان مال را با سند رسمى به شخصثالث انتقال دهد، آيا معامله دوم شرعاً صحيح است؟ و در هر صورت كدام يك از دومعامله فوق شرعاً صحيح است؟
جواب: سؤال مجمل است. در هر حالداشتن و نداشتن سند چه عادى و چه رسمى مدخليتى در صحت بيع و عدم آن ندارد و چنانچهفروشنده مال ديگرى را به عنوان مال خودش فروخته اين معامله فضولى است كه اگر صاحبمال به آن رضايت ندهد، معامله باطل است. و اگر مال خودش بوده و فروخته، معامله دومباطل است.
سؤال 770 ـشخصى خانه اى را در مقابلمقدارى پول و يك قطعه زمين كشاورزى معامله كرده است، بعد از چند سال معلوم شده استكه زمين كشاورزى ملك ديگرى بوده است و صاحب آن ملك را پس گرفته است و فروشنده خانهبا خيار تبعض صفقه معامله را فسخ كرده و خانه را پس گرفته و پول صاحب آن را به اوپرداخته است و فعلاً اجرت المثل چند سالى كه در دست مشترى بوده از او مطالبهمى كند، حكم آن را بيان كنيد.
جواب: در فرض سؤال منافع خانهدر اين مدت و قبل از فسخ براى مشترى بوده است و فروشنده حق گرفتن اجرة المثل اينمدت را ندارد.
سؤال 771 ـآياشوهر مى تواند ملك پدرى همسر خودش را بدون اجازه اش بفروشد يا اجارهدهد؟
جواب: خير شوهر نمى تواند ملك زن خود را بدون اجازه اوبفروشد يا اجاره دهد.
سؤال 772 ـاگر ولىّ قهرىملك فرزند صغيرش را ظاهراً در مقابل ثمن ولى در واقع بدون ثمن و هرگونه عوض ديگرىبه فرزند صغير ديگر خودش با عقد بيع رسماً منتقل كند، آيا چنين بيعى صحيح است ياباطل است؟
جواب: معامله باطل است.
سؤال 773 ـاگر ولىّ قهرى بدون رعايت غبطه و مصلحت فرزند صغير خودش ملكاو را به غير انتقال دهد آيا چنين معامله اى صحيح است يا باطل است؟
جواب: در فرض مذكور معامله باطل نيست ولى احتياط اين است كه مصلحت صغير رعايتشود، بلى اگر مفسده داشته باشد معامله باطل است.
سؤال 774ـاگر ولىّ از طرف مولّى عليه با ديگرى عقد جايزى منعقد كند و سپس فوت كند ومولّى عليه زنده باشد عقد منعقد شده چه حكمى دارد؟ و اگر ولىّ زنده بماند و مولّىعليه بميرد حكم چيست؟
جواب: در هر دو صورت عقد باطلنمى شود.
سؤال 775 ـاگر پدرى بخاطر ولايتشرعيه اى كه بر فرزند نابالغ خود دارد، معامله اى با مال پسر بكند و پسر بعد ازبلوغ مدعى غبن در معامله شود و پدر بگويد مصلحت بود كه معامله كردم و غبنى صورتنگرفته، قول كدام يك مقدم است.حكم صورتى را كه پدر مرحوم شده باشد بيانفرماييد.
جواب: قول پدر با قسم قبول مى شود، بلى اگر پسربيّنه داشته باشد، طبق آن حكم مى شود،و اگر پدر مرحوم شده باشد بايد معلوم شود پسربراى چهدعوا كرده تا حكم آنبيان شود.
سؤال 776 ـزمينى مال صغير است و مردمقصد دارند جهت بناى غسالخانه خريدارى كنند، قيّم صغير فروش آن را متوقف بر اجازهحضرتعالى كرده است آيا اجازه مى فرماييد؟
جواب: بطور كلىچنانچه قيمومت قيم شرعى به نحو مطلق بوده و فروش زمين نيز به مصلحت صاحب زمين (مولىعليه) باشد مانعى ندارد. ولى نظر بر اين كه اين جانب از جزئيات مورد سؤال اطلاعندارم لذا از اجازه معذورم، ولى شما در صورت نياز و لزوم به حاكم شرع يا كسى كهنماينده او در منطقه است و از جزئيات آن اطلاع دارد مراجعهكنيد.
سؤال 777 ـفروش ملك به صورت زمانى به چندنفر چه حكمى دارد؟ مثلاً سال را كه حدوداً 52 هفته است در نظر مى گيرند، و فروشندهملك خود را 52 قسمت در نظر گرفته و هر قسمت را با مشخص كردن هفته چندم سال به مشترىمى فروشد و مشترى پس از خريد فقط همان هفته حق استفاده از تمام آن ملك را دارد وزمانهاى ديگر مربوط به مشتريان ديگر است. مگر اينكه با توافق يكديگر زمان استفادهرا تغيير دهند.
جواب: بيع به نحو مذكور صحيحاست.
سؤال 778 ـشخصى قطعه زمينى دارد و بنا دارددر آن ساختمانى چهار الى شش طبقه بسازد و طبق نقشه اى ارائه شده داراى قسمتهاىمختلف و متفاوت است، آيا صحيح است كه حتى قبل از شروع به ساختمان، بعضى از طبقات وقسمتهاى آن را با تعيين حدود و مشخصات و كيفيت بنا به فروش برساند؟
جواب: بلى مى تواند و اين نحو معامله داخل در بيع سلف است و چنانچه شرايط بيعسلف رعايت شود، معامله صحيح است.
سؤال 779 ـشخصى منزلى به ديگرى مى فروشد و فروشنده متعهد مى شود كه سند مالكيت ملكمزبور را به نام خريدار بصورت رسمى منتقل كند.
1 ـ شخص ثالثى تعهد مى كندكه چنانچه فروشنده سند را به نام خريدار انتقال ندهد مبلغى به خريدار بپردازد وبابت آن چكى به همان مبلغ صادر و تحويل خريدار مى دهد تا در صورت تخلف فروشنده،نسبت به وصول آن اقدام كند، حال فروشنده يا عمداً از انتقال رسمى سند خوددارىمى كند و يا اينكه به جهات ديگرى كه خارج از اختيار فروشنده مى باشد نمى تواند سندرا به نام خريدار كند و در فرض مذكور فروشنده با توافق خريدار متعهد مى شود كه درمهلت مقرر نسبت به تخليه ملك فروخته شده اقدام كند.
2 ـ شخص ثالثى تعهدمى كند كه در صورت عدم تخليه ملك توسط فروشنده در وقت مقرر مبلغى را به خريداربپردازد و بابت آن چكى به مبلغ مذكور تحويل خريدار مى دهد و تصادفاً فروشنده ازتخليه خوددارى مى كند آيا تعهد شخص ثالث در هر يك از دو فرض فوق الذكر داخل در بابضمانت و يا رهن مى باشد يا اينكه تعهد مستقلى است و چنانچه تعهد مستقلى باشد شرعى والزام آور مى باشد يا خير؟
جواب: تعهد شخص ثالث در هر دو فرضتعهد مستقلى است كه اگر در ضمن عقد لازمى انجام شده است، شرعى و الزام آور است و درغير اين صورت لازم العمل نيست.
سؤال 780 ـاينجانب خانه خود را معامله كردم و مقرر گرديد خريدار مابقى پول را در زمان مشخص بدهد،ولى خريدار مابقى ثمن را در زمان مقرر نداد و بنده به جهت شرط مذكور معامله را فسخكردم.
الف ـ آيا اين جانب شرعاً حق فسخ معامله را داشته ام با اينكه درضمنمعامله كليه خيارات اسقاط شدهبود؟ ب ـ اگر در زمان مقرر خريدار مهلت بخواهد و ادعا كند كه من مهلتداده ام آيا خيار شرط اينجانب ساقط مى شود؟
ج 1 ـ در فرضمذكور شما حق فسخ داريد و اسقاط كافه خيارات از شروط مذكور منصرف است خصوصاً كه اينشروط بعد از اسقاط خيارات، ذكر شده است. ج 2 ـ اگر خريدارمدعى است كه ده روز فرصت داده ايد بايد شرعاً اثبات كند و مورد از موارد مدعى ومنكر مى شود كه البيّنة على المدّعى و اليمين على من أنكر. بلى اگر ثابت كرد كه حقفسخ را اسقاط كرده ايد، مسأله مشكل است و بايد با مصالحه مسأله را خاتمهدهيد.
سؤال 781 ـپدر اين جانب سهم خود را از ملكىمشاع به قيمت 14 ميليون تومان فروخته و 4 ميليون آن رانقد گرفته و بعد از يكسال دوميليون ديگر گرفته و فعلاً از دنيا رفته است و چون پدرم 20 ميليون بدهكار بوده بهخريدار مراجعه و تقاضاى مابقى پول را كرديم ولى وى قبول نكرد و تا بحال تنها يكميليون تومان داده است كه تنها نصف پول زمين پرداخت شده است. آيا ما مى توانيم نصفديگر زمين را به قيمت فعلى به ديگرى بفروشيم؟ يا كل معامله را فسخ كنيم و كل زمينرا به ديگرى بفروشيم؟ لطفاً حكم آن را مشخص كنيد.
جواب: چنانچه نسيه فروخته است چون زمان پرداخت آن رامشخص نكرده معامله باطل است و حال كهمشترى پول آن را نداده است شما مى توانيد زمين خود را تصرف كنيد و پول او را تحويلدهيد و زمين خود را به قيمت فعلى به هر كس مى خواهيد بفروشيد و نيز اگر بايع هنگاممعامله بهمشترى گفته است هر وقتتوانستى پول زمين را بپرداز. در اين صورت هم معامله باطل است. بلى اگر معامله نقدواقع شده و لازم بوده است كه مشترى پول را نقد بپردازد و نپرداخته است گرچه مرتكبخلاف شده ولى معامله باطل نيست. و در اين فرض شما حق مطالبه بقيه پول زمين را داريدولى نمى توانيد زمين را به كسى بفروشيد و اگر اختلاف وجود دارد به دادگاه مراجعهشود.
سؤال 782 ـگاهى اوقات با چك مدت دارمعامله اى صورت مى گيرد، بعد از مدتى خريدار مراجعه مى كند و تقاضاى كم يا زيادكردن تاريخ چك را مى كند، فروشنده طبق نرخ بازار مبلغ چك را تغيير مى دهد، آيا صحيحاست؟
جواب: بعد از تحقق معامله، كم كردن تاريخ و پرداخت پولكمتر به عنوان تنزيل مانعى ندارد. ولى افزودن تاريخ با افزايش چك ربا محسوب مى شودو حرام است.
سؤال 783 ـاين جانب منزل خود رافروختم و هنگام معامله با خريدار شرط كردم كه ماليات دولتى و هزينه دفتر ثبت اسنادبرعهده خريدار باشد و او قبول كرد، در زمان معامله، ماليات و هزينه دفتر هفت درصدبود ولى در زمان انتقال سند و رسمى شدن معامله ماليات و هزينه افزايش يافت، آياتفاوت و اضافه، طبق شرط ضمن عقد معامله، برعهده خريدار است يا برعهده طرفين يابرعهده اين جانب است؟
جواب: در فرض سؤال كه در ضمن عقد بيعشرط شده كه ماليات و هزينه برعهده خريدار باشد، تمام هزينه و ماليات برعهده خريداراست و افزايش مبلغ تأثيرى در آن ندارد مگر آنكه شرط اين چنين باشد كه هزينه زمانمعامله به عهده خريدار است كه در اين صورت زائد بر آن به عهدهكسى است كه عرف رايجبگويد.
سؤال 784 ـكارگاهى كه اينجانب در آن كارمى كنم جنسى با قيمت ارزان به من فروخته و شرط كرده كه خودم از آن استفاده كنم ومننياز ندارم، آيا مى توانم به غير بفروشم؟ و اگر فروخته باشم معامله آن چه صورتدارد؟
جواب: بطور كلى شرط در ضمن معامله لازم الوفا است و درعين حال چنانچه تخلف كرديد و فروختيد معامله شما صحيح است، ولى كارگاه خيار شرطدارد و مى تواند معامله با شما را فسخ و جنس را پس بگيرد.
سؤال 785 ـدر يك معامله خيار غبن ساقط شده است، ولى بعد معلوم شده استكه خريدار بيش از مقدار متعارف مغبون شده است كه اصلاً در هنگام معامله تصوّر اينمقدار غبن را نمى كرده است، آيا در فرض مذكور هم خيار غبن ساقط شدهاست؟
جواب: اگر غبن به مقدارى باشد كه مدنظر بوده است ساقطاست. اما اگر غبن به مقدارى باشد كه اصلاً در فكر طرفين معامله خطور نمى كرده استبا اسقاط كليه خيارات ساقط نمى شود، چون از اين مورد انصراف دارد، و در اين فرض فردمغبون حق دارد معامله رافسخ كند ولى تعيين مصداق آن مربوط به دادگاهاست.
سؤال 786 ـشخصى مقدارى پول به دندانساز داد،ولى دندانها به دهانش نخورد، آيا مى تواند پول خود را پس بگيرد؟
جواب: در فرض سؤال اگر دندانساز در شغل خود مهارت داشته و مطابق با قراردادعمل كرده و مصالح لازمه را به كار برده، اجرت عمل و مصالح صرف شده را حق دارد; بلىاگر دندانساز متخصص در شغل خود نبوده و در صرف مصالح كوتاهى كرده، بايد تدارك وجبران كند.
سؤال 787 ـآيابراى تحقق اقاله پيشنهاد به هم زدن معامله از سوى خريدار و قبول آن از سوى فروشندهكافى است يا ردّ عوضين شرط تحقق اقاله است؟
جواب: حقيقتاقاله فسخ عقد از جانب خريدار و فروشنده است، لذا در تحقق آن قبول طرفين كافيست ورد عوضين يا بيعانه شرط نيست.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به پورتال انهار میباشد.
پورتال انهار