سؤال 1031 :الف ـ اگر كسى بيست سال پيش، مبلغى به ديگرى بدهكار بودهاست، با توجهقدرت خريد، آن رقم به يكصدم و احياناًكمتر كاهش يافته است! آيا اداى بدهى مطابق با رقم پيشين، امروز او را برىءالذمّهمى كند؟ يك نمونه عام البلوى از اين ديون، مهريه همسران است، كه معمولا بعد از فوتشوهر يا طلاق، پس از دهها سال محاسبه و پرداخت مى شود. ب ـ اگر سرمايه كسى مخمسشد و با گذشت يك سال مالى، در اثر تورم ناشى از افزايش حجم پول در گردش، ارزش پولىآن افزايش يافت، آيا در اينجا ربح صدق مى كند و مشمول خمس مى شود يا خير؟ ج ـاگر كسى مبلغى را به مدت يكسال به ديگرى قرض داد و تورم ناشى از افزايش حجم پول درگردش، قدرت خريد پول او را به شدت كاهش داد، آيا حق مطالبه مابه التفاوت را دارد ياخير؟ د ـ با توجه به اينكه افزايش حجم پول با سياستهاى انبساطى پول، موجب كاهشقدرت خريد پول در دست مردم مى شود، اين اقدامات از سوى دولت، آيا مطلقاً مجاز ومشروع است؟ يا در صورت ضرورت، و با وجود مصلحت ملزمه و احياناً با اِعمال ولايت،مجاز شمرده مى شود؟ هــ آيا خريد و فروش اسكناس صحيح مى باشد؟ و آيا احكام رباىمعاملى در آن جريان مى يابد يا نه؟ و ـ آيا ديگر احكام صرف (معامله نقدين) مانندوجوب قبض و اقباض در مجلس عقد، در مورد پول اعتبارى هم مترتب است؟ ز ـ آيا زكاتـ كه بر درهم و دينار تعلق مى گيرد ـ شامل اسكناس و سكه هاى ريالى نيز مى شود؟ حـ طبق فتواى مشهور، در مضاربه، سرمايه بايد درهم و دينار باشد، آيا اسكناس مى تواندجايگزين درهم و دينار در سرمايه گذارى گردد؟ ط ـ آيا پول از مثليات است ياقيميات، و اصولا ملاك مثلى و قيمى چيست؟
جواب: الف و ب و ج ـ پولرايج روز گرچه داراى ارزش اعتبارى است، ولى ارزش اعتبارى مستقل دارد و ارزش اعتبارىآن ارتباطى به قدرت خريد ندارد. به عبارت ديگر پول گرچه از نظر مصرف استقلال نداردبه خلاف كالا، ولى از نظرارزش اصالت دارد. بهنحوى كه ارزش اشياء ديگرى با آن معلوم مى شود. البته اين ارزش تا زمانى است كهاعتبار همراه آن است و امّا كالاهايى كه با پول معامله مى شوند، ارزش آنها بامقايسه پول مطرح است و از اين جهت اين معنا مورد بحث است كه در قيميات مضمونه باتفاوت قيمت سوقيه، آيا قيمت يوم الضمان ملاك است يا قيمت يوم التلف و يا قيمتيوم الاداء؟ و اعتبار نيز با اين معنا مساعد است. زيرا اگر كسى يك سال قبل صد تومانمديون باشد، نمى توان به اعتبار ارزانى و گرانى هر روز مقدار دين را تعيين كرد. بطورى كه يك روز صد تومان بدهكار باشد و روز ديگر دويست تومان و روز سوم صد و پنجاهتومان. و نيز لازم مى آيد نوعاً رباى قرض تحقق پيدا نكند. زيراكه قدرت خريد هزارتومان قرض از هنگام آن، با قدرت خريد هزار و پانصد تومان هنگام اداى دين مساوى است،و التزام به اين معنا جايز نيست. و معيار در تعلق خمس نيز، همين ارزش مالى متناسببا پول است.
در جواب سؤال «د» بايد گفت پيداست كه اين معنا در صورتى مجاز ومشروع است كه ناشى از مصلحت باشد و بالاخره به ولايت فقيه برمى گردد.
در جوابسؤال «هـ» چنين گفته مى شود كه چون رباى معاوضى در مكيل و موزون است و اسكناس وامثال آن از معدودات مى باشد، لذا رباى معاوضى در آن راه ندارد.
در جواب از سؤال «و» گفته مى شود كه ادلّه دالّه بر وجوب قبض و اقباض در مجلس عقد مربوط به درهم ودينار است.
در جواب از سؤال «ز» گفته مى شود كه مورد ادله وجوب زكات، درهم ودينار است. يعنى طلا و نقره مسكوك، آن هم در صورتى كه شمش باشند. لذا به سكه هاىموجود زمان ما كه عنوان كالا دارند نه ثمن، زكات تعلق نمى گيرد.
و در جواب ازسؤال «ح» اسكناس مى تواند سرمايه در مضاربه باشد، زيرا اجماع بر عدم صحّت مضاربه بهكالا است، نه بر عدم صحت در غير از درهم و دينار.
در جواب از سؤال «ط» گفته مى شود كه پول از مثليات است و از اين جهت به هيچ وجه ارتباطى به قدرت خريدندارد و بايد مثل پرداخت شود.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به پورتال انهار میباشد.
پورتال انهار