عقد موقت با مردی متأهل (مرجع تقلید آیةالله وحید خراسانی) - متفرقه

خانه استفتائات رساله نوین احکام برگزیده

العروه الوثقی منهاج الصالحین وسیلة النجاة آراء المراجع

احکام > متفرقه:

عقد موقت با مردی متأهل (مرجع تقلید آیةالله وحید خراسانی)

سوال سلام علیکم
بنده دختری هستم که تا سه ماه دیگر 30 ساله میشوم. جزء یکبار که در سن 27 سالگی یه نفر به خواستگاری ام آمد و دیگر بر نگشت، دیگر هیچ خواستگاری نداشتم. با اینکه کاملا محجبه هستم، از 10 سالگی به بعد به نامحرم نگاه نکردم. نمازم اول وقت هست، هیچ روزه ای قضا نکردم، حافظ کل قرآن هستم و بسیار ساده و کم توقع هستم ولی هیچ خواستگاری نداشتم و ندارم.
از طرفی واقعاً نیاز به ازدواج دارم آنهم من که اینهمه سعی داشتم عفت بورزم...
چند روز پیش از طریق وبلاگ با یک نفر آشنا شدم. او از من میخاهد که با هم قرار بگذاریم و صیغه محرمیت بخواند. میدانم که همونطور که این 30 سال خواستگاری نداشتم در آینده هم که سن من بالاتر برود، هیچ کس مرا برای همسر و مادر شدن انتخاب نمیکند. میخاهم با آن آقا صیغه بخوانم آیا با توجه به شرایطم اجازه این کار را دارم؟
مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی(مدظله)
 
جواب: سلام علیکم؛ دخترم البته حقّ با شما هست و دعا میکنم خدای سبحان تمام دختران و پسران کشورمان و همه مسلمانان و بویژه شیعیان و شما را خوشبخت فرماید.
=====
با دقتر مرجع تقلیدتان حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی(مدظله) در قم تماس بگیرید و کسب تکلیف کنید.
کد قم: 025
شماره دفتر: 37740611.
=====
البته برای رسیدن به قرب الهی و سعادت و موفقیّت در زندگی و برکت و رزق و روزی فراوان مادی خصوصاً معنوی و سلامتی و حاجت روا شدن؛ چند توصیه جدّی به شما دارم:
1) گناه نکنید.
گناه، دل را ويران مي‌كند، دلي كه حرم و خانة خداست؛ گناه آن را نابود و قواي معنوي را تضعيف و ريشه‌هاي درخت ايمان را مي‌سوزاند.
امام باقر (عليه السّلام) مي‌فرمايند: هيچ بنده مؤمنی نيست مگر اين كه در قلبش نقطه سفيدي است. پس هر گاه گناهي را مرتكب شود، نقطه سياهي در قلبش نمودار مي‌گردد و باعث تباهي دل مي‌شود».
امام صادق (عليه السّلام) می فرماید: همانا به درستي كه انسان گناهي را كه مرتكب مي‌شود با آن گناه رزق و روزي از او دفع مي‌گردد».
رسول خدا (صلّي الله عليه و آله و سلّم) می فرماید: هر گاه بنده گناهي را مرتكب شود، به خاطر آن گناه از نماز شب محروم مي‌شود.
امام صادق (عليه السّلام) مي‌فرمايند: «انّ ادني ما اصنع بالعبد اذا آثر شهوته علي طاعتي ان احرمه لذيذ مناجاتي؛ هر بنده‌اي كه خواهش نفس خود را بر طاعت من اختيار نمود كمترين كاري كه دربارة او انجام دهم اين است كه او را از لذّت مناجاتم محروم مي‌سازم.».
رسول خدا (صلّي الله عليه و آله و سلّم) می فرماید: بدانيد و هوشيار باشيد همانا در قيامت بنده‌ را به خاطر يكي از گناهانش صدسال حبس مي‌كنند در حالي كه او به حوراني نگاه مي‌كند كه در بهشت براي او آماده شده‌اند و به نماز و نعمت مشغولند.
2) نمازها، «خصوصاً نماز صبح» را حتماً اول وقت بخوانید.
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(علیه السلام) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم.
آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) کسی که نماز را سبک بشمارد خداوند او را به شش بلای در دنیا گرفتار میکند:
1.. خير و بركت را از عمر او برمى دارد.
2. خير و بركت را از روزى اش برمى دارد.
3. نشانه صالحان را از چهره او محو مى فرمايد.
4. در برابر اعمالى كه انجام داده اجر و پاداش به او داده نمى شود.
5. دعاى او به سوى آسمان بالا نمى رود و مستجاب نمى گردد.
6. هيچ بهره اى در دعاى بندگان شايسته خدا نداشته و مشمول دعاى آنان نخواهد بود.
3) اول شبها صدقه بدهید و سوره «واقعه» بخوانید و هنگام خواب، پس از تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) 70 مرتبه استغفار کنید و بگوئید: «استغفرالله ربّی و أتوب إلیه».
هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هیچ تنگدستی و گرفتاری به او نمی رسد.رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرموده اند: سوره واقعه را به زنانتان یاد دهید زیرا آن سوره بی نیاز کننده است.
در خبر است: عبدالله بن مسعود صحابی بزرگوار رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلّم) بیمار شد. خلیفه وقت ، عثمان بن عفان، به دیدار او رفت و ناراحت و نگرانی در چهره او دید از او پرسید: چرا ناراحتی و آه و ناله می کنی؟ گفت: گناهکارم. پرسید: چه می خواهی؟ گفت: رحمت خداوند را، پرسید: آیا نیاز به پزشک داری؟ گفت: طبیب حقیقی مرا بیمار کرده است. پرسید: آیا می خواهی کمک مالی به تو بکنم؟ گفت: آن زمان که نیاز داشتم ندادی و اکنون نیازی ندارم. عثمان گفت: پول می دهم برای دخترانت باشد. ابن مسعود گفت: آنها نیازی ندارند. چون به ایشان گفته ام که همواره سوره واقعه را قرائت نمایند که هیچ گاه نیازمند نخواهند شد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلّم) فرمودند: اگر سوره واقعه را بنویسند و در خانه بگذارند موجب افزایش خیر و برکت می شود و هر کس به قرائت آن مداومت ورزد، فقر از او برطرف می شود و در آن افزایش حفظ و توفیقات و وسعت در مال وجود دارد.
امام صادق (علیه السلام) فرموده است: هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را قرائت کند، خداوند او را دوست دارد و او را محبوب همه مردم می گرداند و هرگز در دنیا ناراحتی، فقر و تنگدستی و آفتی از آفات دنیا به او نخواهد رسیدو از همراهان و رفیقان امیرالمؤمنین (علیه السلام) خواهد بود.و این سوره ویژه امیرالمومنین علی علیه السلام است و هیچ کس در آن شرکت ندارد.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: سوره واقعه دارای منافع و بهره های زیادی است که قابل شمارش نیست. از جمله فواید این سوره آن است که اگر برای مرده ای خوانده شود، خداوند او را می امرزد و اگر برای کسی که در حال احتضار و مرگ است بخواند، مرگ و خروج روحش به اذن خدا آسان می شود.
به همراه داشتن نوشته سوره واقعه موجب آسانی زایمان می شود.
4) اول روزها صدقه بدهید و سوره «یس» بخوانید.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) به آقا أمیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: یا علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است، هر که آن را قرائت کند: 1) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛ 2) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛ 3) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛ 4) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛ 5) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛ 6) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛ 7) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛ 8) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛ 9) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛ 10) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.
شخصی به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) عرض کرد: بفرمایید وقتی چیزی یا کسی گم می شود چه باید بکنم؟ حضرت فرمودند: دو رکعت نماز بخوان و در هر دو رکعت بعد از حمد «یس» بخوان و بعد از آن بگو: یا هادی الضالّهِ رُدَّ عَلَیَّ ضالَّتی» ای هدایت کننده گمشدگان، گمشده ام را به من برگردان. آن شخص می گوید: من این کار را کردم و بعد از مدتی خداوند گمشده ام را به من برگرداند.
از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل شده است: هر کس سوره «یس» را نوشته و پس از شستن از آب آن بنوشد در درونش هزار گونه دوا و نیز هزار گونه نور و یقین و برکت و رحمت را وارد کرده است و هر گونه دردی را از او دور میکند.
از حضرت سلمان فارسی (رحمة الله) روایت شده اگر کسی ده روز بعد از نماز صبح قبل از سخن گفتن با کسی، سوره «یس» را بخواند و این دعا را قبل از تلاوت سوره مزبور ده مرتبه بخواند بعد سوره را بخواند هر حاجتی را که بخواهد انجام شود انشاءالله؛ زیرا که اسم اعظم خداوندی در این دعا است ودعا است:
«بسم الله الرحمن الرحیم، یا قدیم یا دائم یا حی و یا قیوم یا فرد و یا وتر یا واحد یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد و صلی الله علی محمد و اله اجمعین برحمتک یا ارحم الراحمین.»
5) به بزرگترها «خصوصا پدر و مادر» احترام کنید و بکوشید آنها را از خودتون خوشنود کنید.
قرآن در سوره اسرا آيه 23 می فرماید: و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر احسان كنيد! و در سوره لقمان آيه 15 می فرماید: اگر آنها به تو اصرار كنند كه مشرك شوي اطاعتشان مكن، ولي در زندگي دنيا به نيكي با آنها معاشرت نما!
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: مردي نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) آمد و عرض كرد من جوان با نشاط و ورزيده اي هستم و جهاد را دوست دارم ولي مادري دارم كه از اين موضوع ناراحت مي شود، پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: برگرد و با مادر خويش باش، قسم به آن خدايي كه مرا به حق مبعوث ساخته است، يك شب مادر با تو مانوس گردد از يك سال جهاد در راه خدا بهتراست.
در معارف اسلام احترام به پدر و مادر از مهمترين مسائل اخلاقي است و بي احترامي به پدر و مادر گناه بزرگي است كه خداوند به راحتي از آن نمي گذرد و تا روز قيامت صبر نمي كند و فرزند خطاكار را سريع مجازات مي نمايد. پيامبر بزرگ ما در اهميت اين موضوع مي فرمايد: «كيفر سه گناه تا قيامت به تاخير نمي افتد عاق پدر و مادر، ظلم و تجاوز به مردم و ناسپاسي در مقابل احسان و نيكي ديگران.».
امام صادق (علیه السلام) مي فرمايد: «حسن سلوك و نيكي به والدين از حسن شناخت و معرفت عبد به خداوند تعالي است، زيرا هيچ عبادتي انسان را به سرعت نيكي به پدر و مادر به خشنودي خداوند تعالي نمي رساند آن هم احساني كه محض تحصيل رضاي پروردگار باشد.».
امام باقر (علیه السلام) مي فرمايد: «خوشا به حال كسي كه به پدر و مادر خود نيكي كند، زيرا خداوند بر عمر او مي افزايد»
امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد: «خداوند دعاي سه كس را رد نخواهد كرد: دعاي پدر در حق فرزند در هنگام نيكي به او، دعاي پدر بر ضد فرزند(نفرين) هنگامي كه مورد عاق او واقع شود و دعاي مظلوم بر ظالم.»
کمیل بن زیاد مى‏گوید : امیر المؤمنین (علیه السلام) همواره به نیکى بر پدر و مادر تشویق مى‏کرد و مى‏فرمود : «فرزندان من! بر شما باد به نیکى بر پدر و مادر که در دعاى آنها هم بهبودى است و هم نابودى».
به برکت این اعمال إنشاء الله مورد لطف خدای سبحان قرار بگیرید. یاحقّ.
سوال با عرض سلام و احترام
توصیه هایی که بیان فرمودین را با دقت خواندم و نکاتی را هم یادداشت نمودم تا رعایت کنم.
نکته ای که در توصیه ها بیان فرمودین احترام به پدر و مادر بود. اگر اجازه بفرمایید میخواهم در این باب از شما راهنمایی بگیرم.
پدر و مادر بنده همیشه و هر ساعت با یکدیگر بحث و دعوا دارند. فرقی نمیکند که ساعت 5 صبح است و تازه نماز صبح را خوانده اند یا 12 شب است و همه در حال استراحت هستند. ما از بچگی با صدای بحث ایشان آزار دیدیم و اکنون که 30 سالم شده بسیار غمگین و پژمرده هستم. دیگر دوست ندارم در خانه و در کنار ایشان باشم. میخاهم مستقل باشم ولی اجازه رفتن از این خانه را به من نمیدهند. با اینکه از بهترین سالهای جوانی ام کار کرده ام و تمام خرج دانشگاه و پوشاک و اندکی خوراکم را خودم تقبل میکنم ولی باز هم اجازه رفتن به خانه ای مستقل را به من نمیدهند. از طرفی هم هیچ هیچ هیچ خواستگاری نداشتم و ندارم. من میتوانم با این حال به مادرم احترام بگذارم ولی به پدرم نه! زیرا ایشان عادت دارند (عذر میخواهم که این مطالب را بیان میکنم) داشتم میگفتم پدرم عادت دارند که خلط گلویشان را دم به دقیقه خالی میکنند. حال فرقی ندارد آشپزخانه است، صورت شوی داخل حیاط هست، مهمان در اتاق هست، کوچه هست و... یعنی اگر ایشان میروند که وضو بگیرند شاید 10 بار با فشار زیاد خلط گلویشان را از طریق بینی بالا میکشند و از گلو خارج میکنند. من واقعا حالت تهوع میگیرم. با شدت تمام گوشهایم را میگیرم ولی باز هم صدایش به گوشم میرسد. من نمیتوانم به کسی که اینگونه کارش مرا به انزجار و تنفر میکشاند احترام بگذارم. بی احترامیهایی که من نسبت به پدرم انجام میدهم اینها هست:
به ایشان سلام نمیکنم، به چهره شان نگاه نمیکنم، هیچ وقت آب و چای و غذا برایشان نمیاورم، با ایشان صحبت نمیکنم، وقتی به منزل می آیند به اتاق دیگر میروم و خارج نمیشوم.
لطفا اگر میتوانید در خصوص این چند مورد راهنمایی ام کنید و راهکار عملی پیش پایم بگذارید.
با سپاس فراوان از حوصله و پاسخگویی شما
جواب: سلام علیکم؛ بله دخترم همانطور که در نامه قبل نوشتم حقّ با شما هست.
بنده واقعاً پس از خواندن نامه شما خیلی متأثر شدم و دعا میکنم خدای سبحان به شما صبر و بردباری و تحمل عنایت فرماید.
ولی باور کنید شما در همین شرایط تلخ و ناگواری که دارید تنها نیستید بلکه بسیاری از دختران و پسران مانند شما متاسفانه مورد بی مهری پدران یا مادران یا همه خانواده شون هستند اما چاره چی هست؟
برخی از دردهای جسمی و یا روحی چاره دارند ولی برخی هرگز چاره ندارند.
مرحوم آیةالله مشگینی در کتاب نصایح خود آورده اند که:
كسرى بر بوذرجمهر خشمگين شد، دستور داد به زنجيرش كشيدند و در اطاق تاريكى زندانش كردند.
چند روزى گذشت كسى را به سراغ او فرستاد. ديد دلش آرام و فكرش مطمئن است. پرسيد: با اين سختى و گرفتارى حال خوشى دارى؟
گفت: معجونى از شش ماده تركيب كرده به كار بستم همان سبب خرمى و شادابى من شد، گفت: آن آميزه‏ها را به ما هم بياموز تا در گرفتاريها از آن سودمند شويم؛
گفت: اول: اعتماد و توكل به خدا؛
دوم: توجه به اين كه مقدرات الهى حتمى است؛
سوم: صبر كه بهترين داروى گرفتارى است؛
چهارم: اگر صبر نكنم چه كنم؟ پس چون چاره‏اى نيست با بى تابى بلا را شدت نمى‏دهم؛
پنجم: از اين سخت‏تر هم ممكن است، (پس به اين درجه نازل بايد راضى بود)؛
ششم: هر ساعت اميد گشايش و فرج دارم. چون اين سخنان را براى كسرى نقل كردند آزادش كرد و عزيزش داشت.
دخترم واقعاً سخت تر از این هم هست ولی هرگز به خانه مستقل فکر نکنید زیرا گرگها در کمین افراد بی کس و کار و تنها هستند.
=====
در ارتباط با پدر بداخلاق و بدرفتارتان به توضیحات ذیل دقت کنید:
1- دین احترام به والدين (ولو کافر، فاسق یا بدرفتار باشند) را واجب میداند و ما فرزندان وظيفه داريم به والدينمان احترام کنيم هرچند خودشان حرمت شک باشند.
ابن سينا گفته اشتباه را با اشتباه نمي توان پاسخ داد.
2- رفتارهایش را ريشه يابي كنيد، چون عوامل گوناگوني ذیل ممکن هست باعث رفتارهای نامعقولشان شود:
1- تربيت ناصحيح خانواگي یا تربیت نشدن در خانواده اش؛
2- معاشرت با دوستان یا همكاران ناباب؛
3- داشتن بيماري هاي جسماني يا رواني؛
4- به تلافی رفتارهاي نامناسب ديگران حتّی خانواده اش؛
5- داشتن مشكلات اقتصادي؛
6- بخاطر لج بازي کردن و بگو مگوهاي خانوادگی؛
دختر خوب و مظلومم؛ به شما توصيه دارم که هرچند پدرتان حريم خود را مي شكنند اما شما به او بي احترامي نكنيد زيرا نه تنها مشكلي حل نمیشود بلكه موجب گناهکاری شما میشود.
البته تحمل اذيت و آزارهای پدرتان موجب ترفيع درجه شما و رشد معنوي و روحي شما مي شود و اين موضوع عاملي براي تربيت روحي و معنوي شما است.
پس مواظب خودتان باشید. یاحقّ.
سوال سلام آقای صبور و مهربان
خوشحالم که شما اینجا هستید و میتوانم از شما راهنمایی بگیریم.
میدانم که از دستم ناراحت میشوید ولی واقعا از خودم کم آورده ام و حریف نفسم نمیشوم. در نامه اولم به شما گفته بودم که از طریق وبلاگ با یک آقایی آشنا شدم. ایشان متأهل و مذهبی مقید هست و گرفتار همسر بدی شده است. یعنی او هم بخاطر فرار از تنهاییهایش دوستدارد با من ارتباط داشته باشد. الان 10 روز از آشنایی ما میگذرد. 10 بار توبه کردم ولی شکسته ام. البته ارتباط ما فقط از طریق چت و پیامک است.
تمام روزهایم به گریه، غم و احساس گناه میگذرد ولی حریف نفسم نمیشوم که ذهنم را از ایشان پاک کنم. چند روز پیش به حرم رفتم و پیش حضرت معصومه سلام الله علیها خیلی گریه و التماس کردم که نجاتم بدهند. وقتی برگشتم خانه احساس کردم که حضرت به من رو سیاه نظر کردن و حالم خیلی خوب است. توبه نصوح کردم. فکر و ذهنم کاملا از آن آقا پاک شد. به سایت شما آمدم قسمت «دختران هشدار» را خواندم. از احادیث و صحبتهایتان بسیار استفاده کردم. 2 روز احساس بسیار خوشایندی داشتم. خدا را در نزدیکی خودم حس میکردم. در تمام روز احادیث و صحبتهای شما در ذهنم مرور میشد و منتظر فرج از سوی خدا بودم که بعد از 2 روز دوباره از خودم کم آوردم و حریف نفسم نشدم و دوباره با آن آقا صحبت کردم.
وقتی به چهره دوستانم نگاه میکنم که چقدر نورانی و پاک هستند از خودم ناراحت میشوم. آنها هیچ وقت با نامحرم ارتباط نگرفته اند ولی من که خیر سرم حافظ قرآن هستم این کاره شدم! گریه میکنم ولی این اشکها سودی به حالم ندارد...
کاش میشد بفهمم که چرا من که انقدر عفت پیشه کردم، خدا نگهدارم نبود و کاری نکرد که من به این گناه مبتلا نشوم!
استاد صبور و مهربانم به من بگویید چکار کنم که برای همیشه فکر و ذهنم از ایشان پاک شود؟
چکار کنم که توبه ام را نشکنم؟
چکار کنم که میل و تمایلم به جنس مخالف ریشه کَن شود؟
چون ظاهراً قسمت من نیست که ازدواج کنم و هیچ خواستگاری نداشته و ندارم. من 2 خواهر 32 و 35 ساله دارم و خودم هم که 30 ساله هستم. اگر در سال 5 خواستگار به خانه ما بیاید مادرم با خواهرهایم صحبت میکند و آنها در اولویت هستند و من همچنان نادیده گرفته میشوم. پس باید با خودم کنار بیایم تا از دیدن همسران جوان که دست در دست هم در خیابان راه میروند حسرت نبرم، با دیدن فرزندان دوستانم در دلم حس داشتن فرزند قنج نرود، با دیدن ماشینهای عروس آه نکشم، وقتی که پشت تلفن دوستانم با آب و تاب از شوهرانشان و خوشی هایشان تعریف میکنند اشک در چشمانم حلقه نزند...
میدانم که «ازدواج همه زندگی نیست» ولی هرچه میگردم آن چیزهایی که قرار است جای همسر و مادر بودن را بگیرند پیدا نمیکنم!
چگونه ترک گناه کنم تا حضرت زهرا سلام الله علیها از من راضی باشد؟
چکار کنم که تا چند روز دیگر دوباره دلم بهانه نگیرد و توبه نشکنم که این شکستن همان شکستن دل امام زمانم هست...
...از طرف دختری که اینترنت عامل گناهانش بود و هست.
جواب: سلام علیکم؛ دخترم مطلبی که اصرار دارم همیشه گوشزد کنم و یادآور باشم این است که در نیاز شما به آنچه فرمودید البته حقّ با شما هست (ولی به چه قیمتی؟).
در مواردی که مثال میزنم شما خودتان قضاوت کنید (البته پیشاپیش از مثالهایم عذرخواهی میکنم):
1) اگر زیاد تشنه شوید بطوری که یقین به مردن کنید آیا حاضرید از آب آلوده یا نجس استفاده کنید؟
2) اگر زیاد گرسنه شوید بطوری که یقین به مردن کنید آیا حاضرید از غذای آلوده یا نجس یا حرام استفاده کنید؟
3) اگر شهوت به شما زیاد فشار بیاورد بطوری که یقین به روانی شدن کنید آیا حاضرید با محارم و یا کفّار آمیزش کنید؟
دختر خوبم داستانی برایت نقل میکنم و سپس نتیجه میگیریم
بزرگواری به نام سید یونس که از اهالی آذر شهر آذربایجان بود به قصد زیارت امام هشتم (علیه السلام) راهی مشهد میشود اما پس از ورود و نخستین زیارت همه پول او مفقود و بدون خرجی می‌ماند ناگزیر به حضرت رضا (علیه السلام) متوسل می‌‌شود و شب در منزل در عالم رؤیا می‌بیند که حضرت (علیه السلام) می‌فرماید: سید یونس بامداد فردا هنگام طلوع فجر برو و در بست پائین خیابان زیر غرفه نقاره خانه بایست اولین کسی که آمد رازت را به او بگو تا او مشکل تو را حل کند.
سید یونس می‌گوید پیش از فجر بیدار شدم وضو ساختم و به حرم مشرف شدم و پس از زیارت قبل از دمیدن فجر به همان نقطه‌ای که در خواب دیده و دستور یافته بودن آمدم و چشم به هر سو دوخته بودم تا نفر اول را بنگرم که به ناگاه دیدم آقای تقی آذرشهری که متأسفانه در شهر ما به خاطر بدگویی برخی به او تقی بی نماز می‌گفتند از راه رسد اما من با خود گفتم آیا مشکل خود را به او بگویم؟ با اینکه در وطن متهم به بی نمازی است چرا که در صف نمازگزاران رسمی و حرفه‌ای نمی نشیند من چیزی به او نگفتم و او هم گذشت و به حرم مشرف شد من نیز بار دیگر به حرم رفته و گرفتاری خویش را با دلی لبریز از غم و اندوه به حضرت رضا (علیه السلام) گفتم و آمدم بار دیگر به حرم رفته و گرفتاری خویش را با دلی لبریز از غم و اندوه به حضرت رضا (علیه السلام) گفتم و آمدم بار دیگر شب در عالم خواب حضرت (علیه السلام) را دیدم و همان دستور را دادند و این جریان سه شب تکرار شد. روز سوم گفتم بی‌تردید در این سه خواب رازی است به همین جهت بامداد روز سوم جلو رفتم و به اولین نفری که قبل از فجر وارد می‌شد و جز‌آقا تقی نبود سلام کردم و او نیز مرا مورد دلجویی قرار داد و پرسید اینکه سه روز است که شما را در این جا می‌بینم کاری داری؟ من جریان را گفتم و او نیز علاوه بر خرج توقف یک ماهه‌ام در مشهد پول سوغات را نیز دارد و گفت پس از یک ماه قرار ما در فلان روز و فلان ساعت آخر بازارسر شوی در میدان سرشوی باشد، تا ترتیب رفتن تو به سوی شهرت را بدهم از او تشکر کردم. آمدنم یک ماه گذشت زیارت وداع کردم و سوغات هم خریدم خورجین خویش را برداشتم در ساعت مقرر در مکان مورد توافق حاضر شدم درست سر ساعت بود که دیدم آقا تقی آمد و گفت: آماده رفتن هستی؟ گفتم: آری، گفت: بسیار خوب بیا! بیا! نزدیکتر رفتم گفت خودت به همراه بار و خورجین و هر چه داری بر دوشم بنشین تعجب کردم و پرسیدم مگرممکن است؟ گفت: آری، نشستم به ناگاه دیدم آقا تقی گویی پرواز می‌کند و من هنگامی متوجه شدم که دیدم شهر و روستاهای میان شهدا تا آذر شهر به سرعت از زیر پای ما می‌گذرد و پس از اندک زمانی خود را در صحن خانه خود در آذرشهر دیدم و دقت کردم دیدم آری خانه من است و دخترم در حال غذا پختن است آقا تقی خواست برگردد دامانش را گرفتم و گفتم بخدا سوگند تو را رها نمی کنم در شهر ما به تو اتمام بی نمازی و لامذهبی زده‌اند و اینک قطعی شد که از دوستان خاص خدایی از کجا به این مرحله دست یافتی و نمازهایت را کجا می‌خوانی ؟
او گفت: دوست عزیز چرا تقتیش می‌کنی؟ باز او را سوگند دادم... تا اینکه تعهد گرفت که تا زنده‌ام به کسی نگویم گفت: سید یونس من در پرتو ایمان و خود سازی و تقوا و عشق به اهل بیت (علیهم السلام) و خدمت به خوبان و درماندگان به ویژه با ارادت به امام عصر (علیه السلام) مورد عنایت قرار گرفتم و نمازهای خود را هر کجا باشم با طی الارض در خدمت او و به امامت آن حضرت (علیه السلام) می خوانم.
دخترم اگر مراقب خود باشید و گوهر عفّت خود را ارزان حراج نکنید شما نیز دارای چنین تقرّبی به خدا و ولیّ دینس آقا امام زمان (علیه السلام) میشوید.
دخترم مرحوم آیةالله العظمی بهجت آن کوه ایمان و صاحب نفس قدسی میفرماید:
«قرآن را حفظ کنیم تا همیشه با ما باشد و ما با او باشیم، به قرآن تحصن بکنیم و آن را وسیله حفظمان در فتن و شداید دنیا قرار دهیم.»
(به سوی محبوب ،ص 71).
شما الآن در فتنه و آزمایش و ورطه گناه هستید و شیطان تلاش می کند تا شما را که ضمیر خود را آکنده از آیات نورانی قرآن قرار داده اید به سوی خود بخواند و شما را از قرآن دور کند و بعکس شما باید بجای قرار دادن خودتان در مسیر هوس و گناه و یا حتی اگر مشروع هم باشد اما کاری سبک قرار ندهید و وزانت خود را از دست ندهید.
دختر خوبم شما حتماً در کلاسهای آموزش و حفظ قرآن ارزش و جايگاه حفظ قرآن و حافظان كلام الله و کلام وحی را در بيانات نبیّ خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) شنیده اید که بنده به نیّت 14 معصوم (علیهم السلام) بخشی از آنها را بریتان واگو میکنم:
حافظان قرآن دارای ارزشمندترين ثروت معنوي اند
1) حَمَلَةُ القُرْآنِ هُمُ المَحْفُوفونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسونَ نُورَ اللهِ، المُعَلِّمونَ كَلامَ اللهِ مَنْ عاداهُم فَقَدْ عادَي اللهَ و مَنْ والاهُم فَقَدْ والَي اللهَ.
حافظان قرآن مشمول رحمت خدا، در بركنندگان نور خدا و آموزگاران كلام خدايند. كسي كه با آنان دوستي نمايد با خدا دوستي نموده است.
حافظان قرآن دارای بالاترين درجه اند
2) عَدَدُ دَرَجِ الجَنَّةِ عَدَدُ آيِ القرآنِ. فَإذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الجَنَّةَ قيلَ لَهُ إرْقَ و اقْرَأ. لَكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةٌ فَلا تَكونُ فَوْقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجَةٌ.
تعداد درجات بهشت به تعداد آيات قرآن است، هنگامي كه حافظ قرآن وارد بهشت مي‌گردد به او گفته مي‌شود: « بالا برو و قرآن بخوان. هر آيه رتبه‌اي دارد». پس بالاترين از مرتبه حافظ قرآن درجه‌اي نيست.
حافظان قرآن همراه با انبيایند
3) إنَّ اَكْرَمَ العِبادِ إلَي اللهِ بَعْدَ الاَنبياءِ العُلَماءُ ثُمّ حَمَلَةُ القُرآن. يَخْرُجونَ مِن الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الاَنبياء. وَ يَحْشُرونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الاَنبياءِ و يَمُرُّونَ عَلي الصِّراط مَعَ الاَنبياءِ و يَأخذون ثوابَ الاَنبياء. فَطوبي لِطالب العِلْمِ و حامِلِ القرآنِ ممّا لَهُم عِندَاللهِ مِن الكرامَةِ وَ الشَّرف.
گرامي ترين بندگان بعد از انبياء علما و سپس حافظان قرآن هستند. مانند انبياء از دنيا مي‌روند؛ همراه انبياء از قبرهايشان خارج مي‌شوند به همراه انبياء از صراط مي‌گذرند و ثواب انبياء را مي‌برند. پس خوشا به حال پوينده راه علم و حافظ قرآن به سبب آن كرامت و شرافتي كه نزد خدا دارند.
حافظان قرآن دارای بالندگي قدرت حافظه
4) مَنْ جَمَعَ القُرآنَ مَتَّعَهُ اللهُ بِعَقْلِهِ حَتّي يَموت.
آنكه قرآن را گرد آورد خداوند تا هنگام مرگش وي را از عقلش بهره‌مند مي‌سازد.
حافظان قرآن پرچمداران اسلامند
5) حامِلُ القُرْآنِ حامِلُ رأيَةُ الاِسلامِ مَنْ أكْرَمَهُ فَقَدْ أكْرَمَ الله و مَنْ اَهانَهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ.
حافظان قرآن دارای با فضيلت‌ترين نعمتند
6) مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً أُعطيَ أفْضَلَ مِمَّا أُعطيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.
هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او اعطا كرده اگر گمان برد به كسي چيزي بهتر از وي داده شده است با فضيلت‌ترين نعمت را كوچك شمرده است.
حافظان قرآن دوستان خدایند
7) حَمَلَةُ القُرآنِ أوْلِياءُ اللهِ.
حافظان قرآن دوستان هستند
حافظان قرآن دارای با ارزش‌ترين سرمايه اند
8) لا يَنْبَغي لِحامِلِ القُرآنِ إنْ يَظِنَّ إنَّ أحَداً أُعطيَ إفْضَلَ مِمّا اُعطيَ لأنَّه لَوْ مَلِكَ الدُّنيا بأسْرِها لَكانَ القرْآنُ أفْضَلَ مِمّا مَلَكَهُ.
براي حافظ قرآن سزاوار نيست گمان كند چيزي بهتر از آنچه به او داده شده ( حفظ قرآن ) به ديگري داده شده است زيرا اگر او مالك تمام دنيا مي‌شد قرآن از آنچه او صاحبش شده بود برتر مي‌بود.
حافظان قرآن دارای غناي فرهنگي اند
9) أغْنَي النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالي في جوْفِهِ.
بي نيازترين مردم حافظان قرآن هستند. همان كساني كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جاي داده است.
حافظان قرآن دارای احترام در زمينند
10) إذا ماتَ حامِلُ القُرآنِ أوحَي اللهُ إلَي الأرض أَن لا تَأكُلي لَحْمَهُ. قالَتْ: إلهي كَيفَ آكُلُ لَحْمَهُ و كَلامَكَ في جَوْفِه.
هنگامي كه حافظ قرآن از دنيا مي‌رود خداي تبارك و تعالي به زمين وحي مي‌نمايد كه « گوشت بدن او را نخور!» زمين عرض مي‌كند « پروردگارا! چگونه گوشت او را بخورم در حالي كه كلام تو ( قرآن ) در قلب اوست.
حافظان قرآن دارای رضايت الهي اند
11) إنَّ اللهَ تَعالَي لَيَغْضِبُ فَتُسَلِّمُ الملائِكَةُ لِغَضَبِهِ فَإذا نَظَرَ إلي حَمَلَةِ القُرآنِ تَمْلَأُ رِضاً.
همانا خداوند متعال خشمگين مي‌شود و ملائكه تسليم خشم او مي‌گردند. پس هنگامي كه حافظان قرآن را مي‌نگرد سرشار از رضايت مي‌شود.
حافظان قرآن دارای دعاي مستجاب هستند
12) مَنْ جَمَعَ القُرآنَ فَإنَّ لَهُ عِنْدَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ دَعْوَةً مُسْتَجاتَةً إنْ شاءَ عَجَّلَها لَهُ فِي الدُّنيا و إنْ شاءَ إذْخَرَها لَهُ فِي الآخِرَة.
براي كساني كه قرآن را گرد آورد نزد خداي متعال يك دعاي مستجاب است اگر (خدا) بخواهد در دنيا برايش مستجاب مي‌كند و اگر بخواهد براي آخرتش ذخيره مي‌نمايد.
حافظان قرآن دارای حق شفاعت هستند
13) لِحاملِ القُرآن إذا عَمِلَ بِهِ فَأحَلَّ حَلالَهُ و حَرَّمَ حَرامَهُ شَفْعٌ في عَشْرَةِ أهْلِ بَيْتِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ كُلُّهم قَدْ وَجَبَتْ لَهِ النّارُ.
حافظ عامل به قرآن كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام مي‌شمارد فرداي قيامت در مورد 10 نفر از بستگانش حق شفاعت دارد كه همگي آنها اهل آتشند.
حافظان قرآن دارای برتري الهي هستند
14) فَضْلُ حَمَلَةِ القُرآنِ عَلَي الّذي لَمْ يَحْمِلْهُ كَفَضلِ الخالِقِ عَلِي المَخْلوقِ.
برتري حافظ قرآن بر كسي كه حافظ نيست مانند برتري آفريدگار بر مخلوق است.
=====
دخترم انشاء الله پس از خواندن آنچه خدمت شما نگارش کرده و ارسال کردم برای رضای خدا و اولیاء خدا خصوصاً مادر معنویتان حضرت زهرا (سلام الله علیها) از رفتارهای گذشته توبه و استغفار کنید و البته بدانید که آغوش الهی همیشه به روی ما گناهکاران باز هست و نباید از رحمت الهی نا امید شد بلکه فقط بکوشید شیطان را از خود ناامید کنید.
با آن مرد تماس نگیرید بلکه با نوشتن چند کلمه فقط او را نصیحت کنید و به او بگوئید به فکر به دام انداختن دیگر افراد رنجور از خانواده نکند و برای همیشه سیمکارتتان را کنا بگذارید که دیگر آن مرد نتواند با شما تماسی داشته باشد.
=====
توبه و قبولى توبه از نعمت‌های كم نظير الهى است و داراى آثار و نتايج بسيار درخشانى است.
توبه حقيقى طوری گنهكار را دگرگون مى‌كند، كه گويى اصلاً گناه نكرده است.
امام باقر (عليه السلام) میفرمايد: «التائب من الذنب كمن لا ذنب له»؛ توبه كننده از گناه مانند آن است كه گناهى نكرده است.
توبه حقيقى موجب پرده‌پوشى و نابودى آثار گناه مى‌گردد.
امام صادق (عليه السلام) میفرماید: «هنگامى كه بنده توبه حقيقى كرد، خداوند او را دوست مى‌دارد، و در دنيا و آخرت گناهان او را مى‌پوشاند، هر چه از گناهان كه دو فرشته موكل بر او برايش نوشته‌اند از يادشان ببرد و به اعضاى بدن وحى مى‌كند كه گناهان او را پنهان كنيد.و به نقاط زمين (كه او در آن گناه كرده) فرمان مى‌دهد گناهان او را پنهان كنيد.
فيلقى الله حين اَلقاه و ليس شَيى يَشهد عليه بشىء من الذّنوب؛ پس توبه كننده با خدا ملاقات كند به گونه‌اى كه هيچ چيز نيست كه در پيشگاه خدا گواهى بدهد كه او چيزى از گناه را انجام داده است.
توبه حقيقى انسان را محبوب خدا مى‌كند، آن هم به عنوان محبوب‌ترين بندگان.
امام كاظم (عليه السلام) میفرماید: «و اَحَبّ العِباد الى الله تعالى المُفَتَّنون التَّوابون»؛ و محبوب‌ترين بندگان در پيشگاه خدا، آنهايى هستند كه در فتنه (گناه) واقع شوند و بسيار توبه كنند.
امام سجاد (عليه السلام) در فرازى از مناجات خود از مناجات‌هاى پانزده‌گانه‌اش به پيشگاه خداوند چنين عرض مى‌كند: «الهى انت فَتَحت لِعبادك باباً الى عَفوِك، سمّيتَه التّوبه، فقلت: توبوا الى الله توبة نصوحاً، فما عذر مَن اغفل دخول الباب بعد فتحه؟» اى خداى من! تو آن كسى هستى كه درى به سوى عفوت براى بندگانت گشوده‌اى و نام آن را توبه نهاده‌اى و فرموده‌اى: به سوى خدا باز گرديد و توجه خالص كنيد، اكنون عذر كسانى كه از وارد شدن به اين در گشوده غفلت كرده‌اند، چيست؟
البته يكى از اركان مهم توبه، جبران گناه است، كه موجب شستن آثار گناه شده و زدودن رسوبات گناه مى‌گردد.از اين جبران، در اسلام با عنوان «كفارات و تكفير» «پوشاندن و پاك كردن» ياد مى‌شود.«تكفير» در مقابل «اِحباط» است، احباط يعنى انسان با ارتكاب گناه، كارهاى نيك خود را پوچ و بى اثر كند، ولى تكفير يعنى انسان با كارهاى نيك، آثار گناهان از چهره جان خود بزدايد، به عبارت روشن‌تر توبه داراى دو مرحله است:
1). قطع و ترك گناه؛
2) تقويت روح و جان با اعمال نيك.
در توبه کردن فقط ترك گناه و پشيمانى، كفايت نمى‌كند. بلكه بايد آثارى را كه گناهان در زندگى انسان پديد آورده‌اند با كارهاى نيك، جبران و اصلاح نمود !به همین دلیل به: 1). قطع و ترك گناه؛ و 2) تقويت روح و جان با اعمال نيك. توصیه شده است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) میفرماید: کسی که از گناهش توبه کند :
1- خداوند برایش در دنیا و آخرت هزار در رحمت می گشاید؛
2- هر صبح و شب در رضایت خدا است؛
3- برای هر رکعت نماز مستحبی که می خواند عبادت یک سال نوشته می شود؛
4- هر آیه ای از قرآن را که قرائت می کند برایش نوری بر صراط خواهد شد؛
5- هر صبح و شام ثواب یک نبی برایش نوشته می شود؛
6- به عدد هر حرفی از استغفار و تسبیحش ثواب حج و عمره نوشته می شود؛
7- هر آیه ای برای او شهری در بهشت است؛
8- قبرش پر از نور و چهره اش سفید می شود؛
9- به عدد هر مویی در بدنش نوری خواهد بود؛
10- مانند آن است که به وزن خود طلا در راه خدا صدقه داده است؛
11- مانند آن است که به عدد هر ستاره ای بنده ای در راه خدا آزاد نموده است؛
12- شدت و سختی قیامت به او نمی رسد؛
13- مونسی در قبر خواهد داشت (که او را از وحشت قبر حفظ خواهد نمود؛)
14- قبرش روضه ای از روضه های بهشتی خواهد شد؛
15- هر روز هزار فرشته او را در قبرش زیارت می کنند؛
16- درقیامت از قبر خارج می شود درحالی که هفتاد لباس از حلّه برتنش، و تاجی از رحمت برسراوست؛
17- در قیامت زیر سایه عرش الهی همراه با انبیاء و شهداء خواهد بود و می خورد و می نوشد تا زمانی که خداوند از حساب خلایق فارغ شود سپس به سوی بهشت روانه می گردد.
در حدیث دیگری وارد شده که زنی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم رسید و عرض کرد: یا نبی الله! زنی فرزند خود را کشته است و مرتکب قتل شده است آیا راهی برای توبه دارد؟ حضرت فرمودند: قسم به کسی که جان من به دست اوست اگر آن زن هفتاد پیامبر را بکشد و سپس توبه کند و پشیمان شود و خداوند بداند که هرگز مجددا به معصیت باز نمی گردد خدای سبحان توبه اش را قبول می کند و اورا می بخشد! زیرا در توبه از بین مغرب تا مشرق باز است و کسی که توبه کند مانند آن است که اصلا گناهی انجام نداده است.
عمل کردن به آن پنج سفارش قبل فراموشتان نشود. یاحقّ.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به پورتال انهار میباشد.
پورتال انهار

این وب سای بخشی از پورتال اینترنتی انهار میباشد. جهت استفاده از سایر امکانات این پورتال میتوانید از لینک های زیر استفاده نمائید:
انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس