استفتائات صلح (آیت الله العظمی خامنه ای مدظله) - صلح

خانه استفتائات رساله نوین احکام برگزیده

العروه الوثقی منهاج الصالحین وسیلة النجاة آراء المراجع

احکام > صلح:

استفتائات صلح (آیت الله العظمی خامنه ای مدظله)

سؤال1792: شخصى همه دارايى خود از قبيل مسکن، ماشين، فرش و لوازم منزلش را به همسرش صلح کرده است و همچنين او را وصىّ و قيم اولاد صغير خود نيز قرار داده است، آيا پدر و مادر او بعد از وفات وى حق مطالبه چيزى از ترکه او را دارند؟
جواب: اگر ثابت شود که ميّت در زمان حيات خود همه دارايى‏اش را به همسرش ياهر فرد ديگرى صلح کرده است به‌طورى که چيزى از آنها را براى خود تا زمان وفاتش باقى نگذاشته است، موضوعى براى ارث بردن پدر و مادر يا ساير ورثه باقى نمى‏ماند، در نتيجه حق ندارند هيچ‌يک از اموال او را که در زمان حياتش ملک همسرش شده است، از زوجه او مطالبه کنند.

سؤال1793: شخصى قسمتى از اموالش را به فرزند خود صلح کرده است ولى بعد از گذشت چند سال مبادرت به فروش آن اموال به همان فرزند خود نموده است و در حال حاضر ورثه او بر اساس گواهى پزشکى ادّعا مى‏کنند که پدر آنان از مدتى قبل از فروش خانه تا زمان انجام آن، از سلامت عقلى برخوردار نبوده است. آيا فروش مال مورد مصالحه به خود مصالح‏له عدول از مصالحه محسوب مى‏شود و حکم به صحّت‏ بيع مى‏شود؟ و بر فرض بقاى صلح بر صحّت‏، آيا در ثلث مال مورد مصالحه صحيح است يا در تمام آن؟
جواب: صلح قبلى محکوم به صحّت‏ ونفوذ است و تا زمانى که در آن حق فسخ براى مصالح ثابت نشده باشد، محکوم به لزوم نيز هست، در نتيجه فروش بعدى مال مورد مصالحه توسط او صحيح نيست هرچند در هنگام فروش آن از سلامت عقلى برخوردار بوده باشد و صلحى که محقق شده و حکم به صحّت‏ و لزوم آن شده است، نسبت به همه مالى که مورد مصالحه قرار گرفته، نافذ است.

سؤال1794: فردى همه اموال حتّى مطالبات و حقوق خود در مؤسسه خدمات بهداشتى را به همسرش مصالحه مى‏کند، ولى مؤسسه مزبور اعلام مى‏دارد که او از نظر قانونى حق مصالحه حقوق خود در آن مؤسسه را ندارد، در نتيجه از موافقت با او خوددارى مى‏کند، خود مصالح هم به آن اعتراف دارد و مى‏گويد که به قصد فرار از پرداخت بدهى هاى خود به ديگران اين کار را انجام دادم. اين صلح چه حکمى دارد؟
جواب: صلح بر مال ديگرى و يا بر مالى که متعلّق حق ديگران است، فضولى و متوقف بر اجازه مالک يا صاحب حق است و اگر صلح بر ملک طلق و تام مصالح صورت بگيرد ولى هدف از صلح آن فرار از پرداخت ديون خود به ديگران باشد، صحّت‏ و نفوذ اين صلح محل اشکال است، به‌خصوص اگر هيچ اميدى به بدست آوردن اموال ديگر و پرداخت بدهى‏هاى خود از آنها وجود نداشته باشد.

سؤال1795: در قرارداد صلحى آمده است که پدرى بعضى از اموال خود را به فرزندش مصالحه کرده و به او تحويل داده است، آيا اين سند از نظر شرعى و قانونى معتبر است؟
جواب: مجرّد قرارداد صلح تا زمانى که ا طمينان به صحّت‏ مضمون آن حاصل نشده است، دليل و حجت شرعى بر انشاء عقد صلح و کيفيت آن محسوب نمى‏شود، بله اگر بعد از احراز تحقّق صلح از طرف مالک، شک در وقوع آن به نحو صحيح شرعى داشته باشيم، عقد صلح شرعاً محکوم به صحّت‏ است و آن مال ملک مصالح‌له مى‏باشد.

سؤال1796: پدر شوهرم هنگام ازدواج من با پسرش قطعه زمينى را در برابر مقدارى پول به من مصالحه کرد و آن را به من منتقل نمود و قراردادى راجع به آن در حضور تعدادى شاهد تنظيم کرد، ولى اکنون ادّعا مى‌کند که آن معامله صورى بوده است، حکم اين مسأله چيست؟
جواب: مصالحه مذکور شرعاً محکوم به صحّت‏ است و ادّعاى صورى بودن آن تا از طرف مدّعى ثابت نشود، اثرى ندارد.

سؤال1797: پدرم در زمان حيات خود همه اموال منقول و غير منقول خود را به من صلح نمود، به اين شرط که بعد از وفات او به هريک از خواهرانم مبلغى را بپردازم، آنان هم به اين کار راضى شده و سند وصيّت را امضا کردند، بعد از وفات پدرم حق آنان را داده و بقيه اموال را گرفتم، آيا تصرّف در اين اموال براى من جايز است؟ و اگر آنان به اين کار راضى نباشند، حکم مسأله چيست؟
جواب: اين صلح اشکال ندارد و مال مورد مصالحه در فرض مرقوم براى شما است و عدم رضايت ساير ورثه اثرى ندارد.

سؤال1798: اگر فردى در غياب بعضى از فرزندانش و بدون موافقت فرزندانى که حاضر هستند، اموالش را به يکى از پسران خود صلح کند، آيا اين صلح صحيح است؟
جواب: مصالحه کردن اموال توسط مالک در زمان حياتش به يکى از ورثه، منوط به موافقت ساير ورثه نيست و آنان حق اعتراض به آن را ندارند. بلى اگر اين کار موجب برانگيختن فتنه و اختلاف در بين فرزندان شود جايز نيست.

سؤال1799: اگر شخصى مقدارى مال را به ديگرى مصالحه کند به اين شرط که فقط خودِ متصالح از آن استفاده کند، آيا جايز است متصالح آن را بدون رضايت مصالح براى همان انتفاع به شخص سومى بدهد و يا بدون رضايت او شخص ديگرى را براى استفاده از آن با خود شريک کند؟ و در صورت صحيح بودن، آيا رجوع مصالح از صلح جايز است؟
جواب: جايز نيست متصالح از شروطى که در ضمن عقد صلح به آنها ملتزم شده، تخلّف کند و در صورتى که از شروط تخلّف نمايد جايز است مصالح عقد صلح را فسخ کند.

سؤال1800: آيا جايز است مصالح بعد از تحقّق عقد صلح، از آن عدول کند و بدون اعلام به متصالح اول، دوباره مال را به فرد ديگرى صلح نمايد؟
جواب: اگر صلح به نحو صحيح محقق شود، نسبت به مصالح لازم است و تا زمانى که براى خودش حق فسخ قرار نداده، حق رجوع از آن را ندارد، بنا بر اين اگر همان مال را به فرد ديگرى صلح کند، فضولى است و متوقف بر اجازه متصالح اول است.

سؤال1801: بعد از تقسيم دارايى مادرى بين پسران و دختران او و طىّ مراحل قانونى و گرفتن گواهى حصر وراثت و بعد از آنکه هر يک از ورثه سهم خود را گرفتند و مدت زمان طولانى از آن گذشت، يکى از دختران او ادعا مى‌کند که مادرش در زمان حيات خود همه اموالش را به او مصالحه کرده و سند عادى هم راجع به آن تنظيم شده که فقط توسط او و شوهرش امضا شده است و اثر انگشتى هم در آن وجود دارد که منسوب به مادر اوست، آن دختر هم اکنون خواهان همه ترکه است، تکليف چيست؟
جواب: تا زمانى که ثابت نشده که مادر در زمان حيات خود اموالش را به آن دختر صلح کرده، او نسبت به آنچه ادعا مى‏کند حقّى ندارد و صرف قرارداد صلح تا زمانى که مطابقت آن با واقع ثابت نشود اعتبارى ندارد.

سؤال1802: پدرى همه دارايى خود را به فرزندانش صلح کرده، به اين شرط که تا زنده است در آنها اختيار تصرّف داشته باشد، با توجه به اين مطالب، حکم موارد زير چيست؟
 الف: آيا اين صلح با آن شرط صحيح و نافذ است؟
 ب: و بر فرض صحّت‏ و نفوذ، آيا جايز است مصالح از اين صلح رجوع کند؟ و برفرض جواز، اگر بعد از صلح مبادرت به فروش قسمتى از اموال مورد مصالحه نمايد، آيا اين کار او عدول از صلح محسوب مى‏شود؟ و بر فرض اينکه عدول از صلح باشد، آيا عدول از همه صلح است يا فقط عدول از صلح اموال فروخته شده است؟
جواب: عبارت «اختيار تصرّف در طول مدت حيات» که در قرارداد صلح آمده، آيا به معناى حق فسخ است يا به معناى حق انتقال آن اموال به ديگرى و يا به معناى حق تصرّف خارجى در آن اموال از طريق استفاده از آنها در طول مدت حيات است؟
جواب: الف: صلح مذکور با آن شرط محکوم به صحّت‏ و نفوذ است.
 ب: عقد صلح از عقود لازم است. درنتيجه تا زمانى که مصالح در آن حق فسخ نداشته باشد، فسخ آن توسط او صحيح نيست، بنا بر اين اگر بعد از آنکه اموال مزبور را صلح کرد، بدون آنکه حق فسخ صلح را داشته باشد، قسمتى از آن را به يکى از طرفهاى صلح بفروشد، معامله نسبت به سهم مشترى باطل است و نسبت به سهام طرفهاى ديگر صلح فضولى و متوقف بر اجازه آنان است.
جواب: ظاهر عبارت «اختيار تصرّف در طول مدت حيات» حق تصرّف خارجى است نه حق فسخ و نه حق انتقال آن اموال به ديگرى.

کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به پورتال انهار میباشد.
پورتال انهار

این وب سای بخشی از پورتال اینترنتی انهار میباشد. جهت استفاده از سایر امکانات این پورتال میتوانید از لینک های زیر استفاده نمائید:
انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس